تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

[ 79 ] [ مير غلام على آزاد بلگرامى ]

چمن‌آراى گلستان فصاحت و نخل‌بند بوستان بلاغت ، علامى فهامى ، حسّان الهند ، مير غلام على آزاد بلگرامى كه اصلش از واسط است و بلگرام مولد و منشأ او ، ذات شريفش در سنهء ستّ عشر و مائة و ألف از خلوتكدهء عدم رو به بقعهء شهود آورده ؛ نسب والايش به عيسى موتم الاشبال بن زيد شهيد بن امام زين العابدين - رضى اللّه عنهم - منتهى مىشود . در وطن مألوف بعضى كتب درسى به خدمت مير طفيل محمّد گذرانده و به اكتساب بقيّهء علوم عقليّه و نقليّه و ديگر فنون و كمالات از جدّ مادرى خود علّامهء عصر ، مير عبد الجليل بلگرامى و مير سيّد محمّد خان خود فراغ به هم رساند و در سلسلهء عاليهء چشتيّه به حلقهء ارادت مير سيّد لطف اللّه احمدى درآمده ، بعد چندى به عزم ملازمت جدّ مادرى خود در عمر هجده‌سالگى به اتّفاق مير عظمت اللّه بىخبر سرى به شاه‌جهان‌آباد كشيد و به اقامت دو سال بعد حصول سعادت حضورى و كسب فنون جديده و فوائد عديده باز به وطن رسيد . سپس به ارادهء ملاقات خال خود مىرسد . محمّد به شاه‌جهان‌آباد و لاهور و ملتان و اچ و بهگر عبور كرده ، به سيوستان كه از متعلّقات سند است ، فايز گرديد ؛ و به تقريب رخصت او كه از پيشگاه پادشاهى خدمت ميربخشى و وقايع‌نگارى داشت ، نيابتا تا چهار سال همان‌جا گذرانيده ، به وطن رسيد . از آنجا كه شوق زيارت حرمين شريفين - زادهما اللّه تعالى شرفا و تعظيما - در سر داشت و تخم اين تمنّا از مدّتى در مزرعهء خاطر مىكاشت ، احرام عزيمت حجاز بر ميان جان بسته ، از وطن برآمد و در اثناى راه از نوّاب آصف‌جاه برخورد و اين رباعى :
اى حامى دين ، محيط جود و احسان ! * حق داد تو را خطاب آصف شايان او تخت به درگاه سليمان آورد * تو آل نبى را به در كعبه رسان
گذرانيده ، از زاد و راحله جمعيّت خاطر به هم رسانيده ، بعد فوز به امكنهء متبرّكه در مكّهء