[ 77 ] [ ميرزا على نقى خان انصاف ]
پسنديدهء نكتهسنجان ، ميرزا على نقى خان كه « انصاف » تخلّص مىكند ، پسر نقد على خان ايجاد است . شاعر خوشفكر و پختهگو و صاحب طبع نيكو بوده . در سنهء خمسين و تسعين و مائة و ألف راه آخرت پيموده . از اوست :
جان نبايد داد چين را بر جبين ، زآنرو كه آن * دخل بىجا مىكند در بيت ابروى شما
* * *
روى او ديدم ، نمودم محو داغ خويش را * صبح روشن شد ، زدم دامن چراغ خويش را
قوّتم مانند شمع از كاهش جسم خود است * مىگدازم تا نمايم تردماغ خويش را
* * *
معشوق ز هركس كه بود حرفشنو نيست * بلبل نخورد غم كه گلش گوش كرى داشت
* * *
در گلستان آمد و رنگ از رخ گلها پريد * از براى عندليبان اين گل ديگر شكفت
[ 78 ] [ حاجى لطف على آذر اصفهانى ]
شمع كاشانهء روشنبيانى ، حاجى لطف على آذر اصفهانى ، مؤلّف تذكرهء آتشكدهء عجم كه طبع تيزش فروغبخش مجمر سخن و دل دردانگيزش شعلهانگيز اخگر اين فنّ است ،