نجابت هركه را چون مهر با رفعت قرين باشد * اگر بر چرخ چارم رفت ، چشمش بر زمين باشد
[ 72 ] [ سيد لطف اللّه احمدى بلگرامى ]
سرمست نشئهء سرمدى ، سيّد لطف اللّه احمدى كه وطن شريفش خطّهء پاك بلگرام است ، ذات همايونش ملبّس به لباس فقر و فنا و مقيم خلوتكدهء توكّل و استغنا بوده . در اوسط [ سنهء ] « 1 » مائة ثانى عشر اين دار فانى را گذاشت . اين بيت از نتايج افكار اوست :
از راستى خدنگ تو آمد به جان نشست * آرى ، به راستى همه جا مىتوان نشست
[ 73 ] [ شيخ غلامحسين امداد برهانپورى ]
صاحب طبع نقّاد ، شيخ غلام حسين امداد ، كه اصلش از برهانپور است ، تحصيل كتب درسى و مشق سخن به خدمت ميرآزاد بلگرامى نموده ، و از ارادتمندان سلسلهء عاليّهء قادريّه بوده . آخر الأمر در سنهء سبع و ثمانين و مائة و ألف به دار بقا شتافت . اين چند بيت از اوست :
از تو پنهان مىكند آيينه روى خويش را * هركسى منظور دارد آبروى خويش را
گل كند از باطن صاحبدلان بىقصد فيض * در گره بستن نداند غنچه بوى خويش را
* * *
چون سرزند از كس سخن بيهده ، كر شو * از حرف سبك نيست الم گوش گران را
* * *
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .