اى شوخ ! هوايى مفكن تير نگه را * اين ناوك بيداد به كار جگرى كن
[ 69 ] [ ملّا آثار بخارى ]
مجموعهء خوشافكارى ، ملّا آثار بخارى كه آثار لياقت از جبينش پيدا و انوار فصاحت از طبع متينش هويدا بود ، در خدمت شاه عبد العزيز خان تقرّبى داشت . پادشاه او را براى نظم ملكى فرستاد . در آنجا به اثر عشق اسير دام محبّت دخترى گرديد و او را جبرا به طرف خود كشيد و به خوف تعرّض شاهى رو به اصفهان نهاده ، مدّتى در آنجا به سر برد . آخر كار از راه شيراز به هند برخورده ، به وقت موعود جان به جانآفرين سپرد .
اين بيت از اوست :
در خمار هوس روى تو گل آب خورد * غنچه از رشك لب لعل تو خوناب خورد
[ 70 ] [ سراج الدّين عليخان آرزو اكبرآبادى ]
گرمساز هنگامهء سخن و بازار نقّادى ، سراج الدّين عليخان آرزو اكبرآبادى ، كه از جانب پدر از اولاد شيخ كمال الدّين خواهرزادهء نصير الدّين محمود چراغ دهلى - قدّس سرّه - است و از طرف مادر نسبتش به شاه محمّد غوث گواليرى شطارى - روّح اللّه روحه - مىرسد ، سرآمد سخنوران است و سرخيل نظمگستران . تحصيل علوم رسمى و كتب متداولهء درسى به استعداد تمام نموده و در سخنپردازى به فصاحت و بلاغت پخته گو و شيرينكلام بوده ، و در جميع علوم و فنون علم يكتايى مىافراشت و در معانى و بيان و لغت و اصطلاحات و غير ذلك ، كتب فراوان يادگار گذاشت . در اوايل سلطنت محمّد فرّخسير به خدمتى از خدمات گوالير مأمور گرديد و بعد چندى ازآنجا به شاه