تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
بود از لوازم اكرام و احترام نسبت به فقير بيفزود و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين

ذكر نوّاب عاليه حليمة النساء بيكم

بنت نوّاب صادق على خان راقم كويد قبل از آنكه نوّاب جسارت خان والد بزركوار نوّاب ناصر الدّوله بدان ديار شتابد و بر آن مملكت استيلا يابد والد نواب عاليه شهريار آن ديار بود و در جلالت قدر و انشراح صدر از امراء آن نواحى كوى سبقت مىربود چون نوّاب صادق عليخان فرزند ذكور نداشت لهذا نوّاب جسارت خان لواى حكومت آن ولايت برافراشت و قرب چهل پاره قريه معموره جهة مدد معاش بنوّاب عاليه مسلّم فرمود راقم كويد كه از اصناف نسوان بحسب معرفت و كمال و حسن احوال و حلاوت كفتار و خوبى كردار در عالم سياحت مانند آن مجموعهء ملاحت كمتر ديده كويا دايهء روزكار مثل آن دلدار در مهد و كنار خويش كم پروريده و با وجود كمالات صورى و فضائل معنوى و كثرت دولت و وفور ثروت و افزونى جاه و بسيارى دستكاه و كمال حسن و غايت جوانى با ارباب وجد و حال و اصحاب فضل و كمال مايل بود و بصحبت اهل عرفان و صاحبان ايقان شعف تمام مىنمود محفلى آراسته و اهل معارف را خواسته در پس پرده با ايشان صحبت داشتى و مباحثات پسنديده و مسئولات خوب از هر مقوله نمودى و در اثناء مكالمه اشعار مناسب خواندى و از آيات و اخبار بكوش حضّار رسانيدى و كاهى احاديث مشكله پرسيدى و معنى آن را سؤال نمودى و از اوضاع عالم و طبايع بنىآدم استعلام فرمودى و از حقايق عرفان و دقايق حكمت استفسار كردى و اكر كسى در متن واقع خلاف عرض نمودى وى را بحسن تقرير و اداى دلپذير مجاب فرمودى راقم كويد كه در كتب اخبار احوال جمعى از اكابرهء روزكار ديده‌شده مانند پوران‌دخت بنت خسرو پرويز و زبيده خاتون عبّاسى و عصمت تاج سلجوقى رومى و شجره الدّرة دختر الملك المعظم مصرى و لاله خاتون شهريار كرمان و سلطان رضيّه فرمان‌فرماى هندوستان و زيب النّساء بيكم هندى و ملك آغاى تورانى و امثال ايشان همانا در درك معانى و فهم بيانى مثل نوّاب عاليه نبوده‌اند نوبتى فقير به خدمت آن ملكهء زمان عرض نمود كه حضرت رسول ص فرموده كه زنان ناقصات عقل و دين و جماعت نسوان كم‌خرد و بىتمكينند لهذا نبى از انبياء از نسوان مبعوث نشده و كسى از فرقهء اوصياء از اصناف زنان بعرصهء وجود نيامده خبر لا يفلح القوم و امرهم امرأة مخبر از آنست و شاوروهنّ و خالفوهنّ مصدّق آن در جواب فرمود كه مراد آن حضرت نه آنست كه مردم يافته‌اند و اين سخنان را دليل خودساخته بر مذمّت نسوان شتافته‌اند بلكه مراد آن جناب اينست كه هر شخصى كه ناقص و ناتمام و در عالم پختگى خامست وى از جماعت نسوان و در زمرهء زنانست اكرچه ريش دراز و كلاه زينت‌طراز داشته باشد و حديث طالب الدّنيا مؤنّث و طالب العقبى مخنّث و طالب المولى مذكّر شاهد مدّعاست و خبر فاطمة بضعة منّى من اذاها فقد اذانى بر اين مطلب كواه آيهء
يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ
مؤيد مقالست و آيهء
فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً
مقوّى حال اين تاء تانيث مذمّت زنان نيست و قدح ايشان نكند زيرا كه روح و ملائكه و شمس كه از مردى و زنى عرى و برىاند عربان در ايشان تاء تانيث آورند و آسمان و زمين را با ضمير مؤنث ذكر كنند عاقلان دانند كه تاء تانيث مدح باشد نه قدح مثنوى
اين حميرا لفظ تانيث است و جان * نام تانيثش نهند اين تازيان ليك از تانيث جان را باك نيست * روح را با مرد و زن اشراك نيست
زيرا كه روح از عالم امر است نه از عالم خلق
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
اكر ضمير قمر تذكير است عاقل داند كه از شمس نورپذير است اكر جبال و بحار و سماوات و ارضين ضمير تانيث دارند عاقلان دانند كه عالم عبارت از اينهاست و اكر از اصناف زنان پيغمبرى مبعوث نشده و امامى از ايشان بعرصهء وجود نيامده امّا جميع انبياء و اوصياء و اولياء از باطن فيض مواطن ايشان موجود كرديده و از يمن توجّه زنان و از همّت ايشان بمراتب عاليه رسيده و عموم حكماء و عرفاء از تربيت ايشان كمال يافته و دانشمندان روزكار و خردمندان هر ديار از عاطفت ايشان بوادى خرد و دانش شتافته تو يقين دان كه هيچ زنى دعوى الوهيّت ننموده و زبان
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
نكشوده نه ابراهيم ع را اخراج بلد كردانيده و نه موسى ع را از مصر كريزانيده و نه عيسى ع را بدار ذلّت آويخته و نه رسول عربى از دست ايشان كريخته اكر مراد تو همين ريش و ذكر است هزار بار از آن عارى بودن بهتر است زيرا كه اكر بلعم باعور است در اين كسوت بروز كرده و اكر سامرى است از اين خرقه سر برآورده و اكر بو جهل است صاحب ريش بوده و اكر بو سفيانست از تخت و كلاه ظهور نموده و اكر معاويه است از اين خاندانست و اكر يزيد است از اين دودمان اكر ديدهء انصاف كشائى و در عالم تحقيق سياحت نمائى و بر اوضاع مردان