و بنام مؤلف موسوم شده چنانچه انجيل متّى و انجيل يوحنّا و انجيل لوقا و انجيل مرقس و انجيل فطرس كويند و نويسند صفت انجيل سماوى چنين نباشد عارفى كويد مىشايد كه در هنكام اختلاف ملّت عيسى ع اصل انجيل از ميان رفته باشد و بعد از آن اين كتاب را ساخته و نام انجيل را بر آن انداخته باشند چنانچه كتاب تورية در فترات بختالنّصر ضايع شده بود و بتدريج فرقهء يهود آن را جمع نمودند و بروايتى حضرت عزير در ميان آورد و در جمع يهود تخليط شده باشد و نيز مىشايد كه در زمان حضرت خاتم الانبياء ص چون نصارى با رسول خدا حسد ورزيدند و عناد كردند و لجاج نمودند بنا بر تكذيب آن حضرت علماى نصارى كتاب انجيل را تحريف و در كلمات آن تصريف كرده باشند چنانچه در انجيل مرقس در باب هشتم همين عبارت آورده كه هركس بجهة من و جهة انجيل نفس خود را تلف نمايد نجات خواهد يافت و نيز در باب سيزدهم همان كتاب كفته كه نخست اعلام به انجيل در تمام قبايل ضروريست و همچنين در جاى ديكر مكرّر نام انجيل برده شده و آن دلالت مىكند كه كتاب انجيل وراى اين كتابست كه حواريّون جمع نمودهاند در جواب يكى از آن فرقه كفته كه اين كلام از چند وجه سقيم است اوّل آنكه هر صاحبخانهء داناتر است باشياء خانهء خود از بيكانكان و نيز در نزد جميع نصارى بطريق علم اليقين بل عين اليقين كشته كه كتاب انجيل همين است و اكر غير اين بودى بر ما معلوم شدى و يدا بيد از عيسى به حواريّون و از ايشان بما رسيدى و اكر در پيش جميع طوايف عيسوى نبودى بايستى نزد بعضى از ايشان كه اهل حقّند بودى چنان كه اهل اسلام بر اين قائلند كه از رسول خدا مرويست كه امّت عيسى ع هفتاد و دو فرقه شدند يكى از ايشان ناجى و باقى هالكند پس بايستى كه كتاب انجيل نزد فرقهء ناجيه پيدا شدى و حالآنكه غير ازين انجيل كه پيش ما موجود است انجيل ديكر نيست مكر آنكه بكوئيد كه كلمات قدسى سمات عيسى ع انجيل و كاتب كلمات حواريّون باشند و اللّه اعلم بحقيقة الحال مخفى نماند كه قوم عيسى ع كروه انبوه و فرقه باشكوهاند و در اكثر معمورهء عالم سكونت دارند و در كشور ايران و روم و مصر و شام و سودان و مغرب و جزاير روم و ملك روم ايلى بيشمارند و در كرجستان و روس و نمسه و مجار و لندن و اندلس و فرانسيس و قرم و ونديك و در بعض بلاد بنكاله و دكن و كجرات در كمال اقتدارند و در تحصيل معاش و توسيع ملك و تنظيم امور دنيا و تكثير مال و تعمير بلاد و ترتيب لشكر و تكميل صنعت مقدّم اهل روزكارند و جمعى از ايشان در تحقيق مراتب عرفان و تدقيق مطالب ايقان و تحصيل كمال و تكميل احوال بر ساير طوايف سبقت دارند راقم با طوايف مختلفهء نصارى معاشرت نموده و در ملك هندوستان و مصر و شام و روم و ساير مرزوبوم طريق مجالست با ايشان پيموده و با فرق دانايان و دانشمندان و ملوك و اهل سلوك و اعالى و ادانى و اراذل و افاضل و رجال و نسوان و خورد و كلان ايشان بوده اكر خواهم بطريق تفصيل احوال ايشان را بيان نمايم به طول خواهد انجاميد ليكن انشاءالله تعالى در مقام خود مجملى از احوال هر فرقهء ايشان مذكور خواهد شد
ذكر بيت اللّه الحرام
نام مكّهء معظّمه است در حرف ميم بيان خواهد كشت انشاءالله تعالى
ذكر بيش
بالباء مع الياء التحتانى و سكون شين معجمه بلدهايست از بلاد يمن در راه حجاز واقع شده از اقليم دويّم و هوايش كرم كويند دو سه هزار باب خانه دارد
ذكر بيروت
بالباء مع الياء و الرّاء مع الواو و تاء منقوطه بندريست از بنادر شام و شهريست بهجتمقام كنار دريا واقع و اطرافش واسع قرب دو هزار خانه در اوست و قراى خوب و مواضع مرغوب مضافات اوست و باغات دلكشا بسيار دارد مردمش اكثر شافعىمذهب و جمله عرب آن بندر در مقابل جزيرهء قبرس اتفاق افتاده و در چهار منزلى دمشق واقع شده آبش از رود و خوشكوار و هوايش بكرمى مايل و سازكار و از اقليم سيّم خاكش خرّم و حاصلخيز است
ذكر بيهق
بالباء مع الياء و فتح هاء و سكون قاف ولايتى است بهجتمطاف از بلاد خراسان از اقليم چهارم و هوايش خرّم و آبش اكثر از كاريز و خاكش حاصلخيز قرب چهل پاره قريهء معموره در اوست و اكثر فواكه سردسيريش نيكوست مردمش همكى شيعىمذهب و جبلىمشرب امّا شجاع و دلير و در بعض اخلاق دلپذيرند ارباب كمال و اصحاب حال از ولايت بيهق بسيار برخواسته و به زيور مراتب عرفانى و فضائل انسانى آراسته دارالامارهء آن ديار مدينه سبزوار است در حرف سين مذكور خواهد شد انشاءالله تعالى