تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
تهران و دربار ، هم طبابت مىكرد و هم خطابت و مديحه‌سرايى ، اما به دليل نخوتى كه داشت و حتى در پوشش او تأثير گذارده بود ، به نقد ديگران توجهى نداشت . هدايت درباره تجمّلش در لباس و غرور در حركات مىگويد : « در شهر كرمان ، هنگام بيمارى من ، با جبه‌اى رنگارنگ و دستارى عجيب و قيافه‌اى غريب ، به بالينم آمده ، ديده گشادم و وى را بر بالين خود نشسته ديدم . گفت : « مرا مىشناسى ؟ » گفتم : « آرى ، همانا حضرت عزرائيلى » . . . لختى بخنديد و به صحبت بگذشت و همين مايهء آشنايى و مراودت گشت . » جملهء طنز وفا كه او را پس از مدح سيّد شفتى در حال « تدارك آن سيئات ، به اين حسنات » مىداند ، جالب توجّه است . نكته ديگر آنكه به امر فتحعلى شاه و تحت اشراف ظهير الدّوله بين سال‌هاى 1232 تا 1236 ق « تذكرهء شعراى كرمان » را تأليف كرده است . منابع ترجمه او عبارت است از : حديقة الشّعرا ، صص 84 - 1483 و مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 429 و ج 5 ، ص 899 و نيز تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 1 ، صص 44 - 742 و الذريعة ، ط ( ج ) ، 936 و همچنين تذكرهء شاعران كرمان تأليف دكتر حسين بهزادى اندوهجردى ، صص 24 - 423 .
شرح
( 132 ) - ميرزا محمّد رضا طبيب اصفهانى : از شرح حال او چيزى بيش از آنكه وفا در چند كلمه اشاره كرده ، در دست نيست . ( 133 ) - ابراهيم خان ظهير الدّوله : پسر مهدى قلى خان قويونلو ( ف 1198 ق ) ، برادر آغا محمّد خان ، مؤسس سلسلهء قاجاريه و پدر حاج محمّد كريم خان از اجلّه علما و از پيشوايان بزرگ شيخيّه ، بوده است . آغا محمّد خان پس از فوت ، برادرزن او را با طفلش ، ابراهيم خان ، به بابا خان برادرزاده خود كه بعدها به فتحعلى شاه معروف گرديد ، سپرد . فتحعلى شاه اين پسر عم و داماد را با لشكرى مأمور به توقّف در چمن گندمان و حراست راههاى فارس و اصفهان نمود . ظهير الدّوله بعدها ارادت خاص به شيخ احمد احسايى پيدا كرد و هنگام اقامت شيخ در يزد به ديدار او رفت . وى در آن ديار تا پايان عمر مدّت بيست و سه سال - از 1218 ق تا 1241 ق - با امنيت و آسودگى و رفاه به حكومت كرمان باقى بود . او در زمان حكومتش در كرمان با مردم نسبتا به مسالمت و حسن سلوك رفتار مىكرد و از خود دارايى زياد و آثار خير فراوان - مانند مسجد ، حمام ، انبار و بازار - بر جاى گذاشت ، پس از فوت ، از او بيست و يك دختر و بيست پسر باقى ماند . » ( ر ك : شرح حال رجال ايران ، ج 1 ، ص 21 . ) ابراهيم خان ، ميرزا محمّد رضا طبيب را در دستگاه خود به عنوان طبابت داشت . خود نيز گهگاه شعر مىسرود و « طغرل » تخلّص مىكرد . گفته‌اند او يكى از چهار حاكمى است كه در تاريخ ، كرمان را آباد كرده است . ( ر ك : فرماندهان كرمان ، صص 5 - 50 و نيز تذكرهء انجمن خاقان ، ص 79 ) . ( 134 ) - حاج محمّد حسين خان صدر اصفهانى :