تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
اطلاع داشت و در سال 1281 در سن هفتاد و نه‌سالگى در تهران درگذشت . چند تن ديگر از شعراى اين تذكره مدّتى در مصاحبت او بوده‌اند . ( تعليقات ش 68 و 140 ) . ( ر ك : بامداد ، مهدى ، شرح حال رجال ايران ، ج 4 ، صص 33 - 26 )
شرح
( 35 ) - كافى : محمّد اسماعيل نجف‌آبادى : در منابع - غير از تذكرهء وفا - چيزى راجع به او نمىيابيم . از واژهء « بزرگ‌زادگان » كه وفا در مورد او به كار مىبرد ، اين گمان براى نگارنده حاصل مىشود كه شايد از خاندان و يا منتسبان « درويش حسن كافى » باشد كه به گفته « جناب » در رساله رجال و مشاهير اصفهان ، طرف ارادت سيّد و بسيارى از علماى مخالف « درويشى » بود . او را نبايد با اسماعيل كامى خلط كرد . چون اولا : كامى ، دولت‌آبادى است نه نجف‌آبادى و گاهى در منابع ، همدانى هم گفته شده است و ثانيا : به قول صاحب سفينة المحمود ، 1219 قمرى از دنيا رفته است . البتّه محمّد اسماعيل كافى ، قطعا فرزند درويش حسن يا « شاه كافى » نبوده است چون درويش را دو فرزند بيشتر نبوده ، يكى درويش بنده على و ديگرى درويش محبّ على ، درويش بنده على نيز فرزندى به نام درويش سلطان حسن داشته است . ( رجال و مشاهير جناب ، نسخه خطى ) ( 36 ) - شكيب : تنها گزارش از تذكره‌هاى آن عصر دربارهء ابو القاسم شكيب ، همين گزارش وفاست و در هيچ‌كدام از ديگر تذكره‌ها نامى و يادى از او يافت نشده . ( 37 ) - انجدان : نام بخشى از مشك‌آباد از توابع فرمهين در جنوب شرقى اراك . امّا در قديم جزو حوزهء قم به حساب مىآمده است . اين واژه معرب انگدان پارسى است ( وانكره / انكوژ و انغوزه ) كه نام صمغى معروف از گياهان آن منطقه است . ( ر ك : نويان ، مهر الزّمان ؛ نام مكان‌هاى جغرافيايى در بستر زمان ، ص 64 ) ( 38 ) - محمّد مهدى : فرزند بزرگ سيّد شفتى و ظاهرا اهل علم و فضل و از شاخص‌ترين افراد بيوتات سيّد بود ، گرچه شهرت سيد جعفر و اشتهار به تقواى سيّد اسد اللّه را نتوانست كسب كند . قبر او در مجموعه قبور سيّد و فرزندانش در مقبرهء اختصاصى مسجد سيّد است . [ ر ك : مكارم الآثار ؛ ج 5 ، ص 1619 و بيان المفاخر ؛ ج 2 ، ص 161 و رجال اصفهان ( تذكرة القبور ) ، ص 146 ] ( 39 ) - سيّد يوسف حكيم مازندرانى فرزند ميرزا محمّد حسين نورى بود از مجموع منابع و نيز مآثر برمىآيد كه پدرش منتظم لرستان و عربستان ( خوزستان ) بود و پيوسته در شمار ديوانيان در دربار ملقب به « سركار و الا » بوده است . برادر بزرگترش ميرزا محمّد خان نيز از شعراى آن زمان به شمار مىرفته و در تذكرهء مدايح معتمديه بهار ، سروده و زندگىنامهء مختصرى دارد ( صص 43 - 840 ) او هم در سفر عربستان ملتزم ركاب منوچهر خان معتمد الدّوله بوده و سيّد يوسف را هم همراه خود