حكيم 143
اسم شريفش ميرزا محمّد حسن و صاحب صفات مستحسن . پسرزاده مرحوم آقا بزرگ ، متخلّص به « دانش » 144 است كه از مشاهير شعراى اصفهان و در حسن اخلاق ، فريد جهان بود . طايفه شعرا را به نعمت و خدمت معزّز داشتى و در اكرامشان ، نكتهاى فرونگذاشتى . اكثر « 1 » از ايشان را در وثاق خود منزل و نزل « 2 » دادى و از رياض خاطر خرّم ، ابواب بهجات گوناگون ، بر رخ هريك گشادى . بلكه اين فرقه را عيال خود شمردى و به آستين رأفت ، غبار ملال از آيينه خاطر هريك ستردى .
طبعش مليح و نظمش فصيح ، كلامش در كمال ملاحت و نظمش در نهايت فصاحت بود « 3 » .
كتايب ابنيه مستحدثه اصفهان ، به اشعارش موشّح و به تواريخش موضّح « 4 » است .
بيت
در نقش و نگار در و ديوار شكسته * آثار ، پديد است صناديد عجم را 145
حكيم مشار اليه را از اولاد بلاواسطه ، به واسطه قدردانى ، عزيزتر مىداشت و دقيقهاى از مراسم تربيتش ، مهمل نمىگذاشت . هنوز آن ثمره شجره دانش ، نيمبسته و به نونهال رياض بينش ، درست ، نپيوسته بود كه مرغ روحش ، از اين دامگاه حوادث رست . و آشيانه « 5 » ، بر دوحه طوبى بست - تغمّده اللّه بغفرانه و اسكنه فراديس جنانه - آقا محمّد طلعت 146 كه احوال فرخندهمنوالش ، مرقوم قلم مآثر رقم خواهد آمد ، در تاريخ وفاتش گفته :
مصرع
جهان دانشى از اين جهان رفت 147
حكيم مزبور با آنكه از صرصر آن مصيبت ، گلبن خاطرش درهم شكست و غبار ملالت بر
هامش
( 1 ) - بسيارى
( 2 ) - ( ندارد )
( 3 ) - است
( 4 ) - مورّخ
( 5 ) - آشيان