سمىّ حضرت باقر خليفهء پنجم * خليفه و خلف پاك موسى جعفر »
از آن سپس چو به هوش آمدم به صد شادى * ز جاى جستم و بستم ز بهر مدح ، كمر
طلوع كرد يكى مطلعى خجسته و نغز * به مدحش از افق فكرتم چو قرص قمر
زهى ز قدر خداوندگار نيكاختر * خهى ز رتبت والاى آن خلاصهء فر « 1 »
كه آفتابش از شرم برنهاده كلاه * كه آسمانش ز آزرم برگشاده كمر
سپهر دانش ، دانا نوادهء زهرا * جهانبينش ، يكتا نتيجهء حيدر
به ملك شرع ، شهنشاه آسمان رايت * به شهر جود ، خداوند آفتاب افسر
از اوست كاسد ، بازار مذهب حنفى * از اوست رونقِ « 2 » اسواق ملّت جعفر
به ملك علم ، خداوند و ديگران بنده * به شهر فضل جهانبان و همگنان ، لشكر
تبارك اللّه ، از امر اين شهنشه راد * كه هركجا گذرى هست مسجد و منبر
بلندرتبه جنابى كه بر جنابش ، چرخ * ز فخر سوده رخ خويشتن ، به شام و سحر
جلال و شخص وى و آسمان فضل و كمال * نتايج كرمش ، كاروان لعل و گهر
هامش
( 1 ) -خهى ز فخر شريعتمدار پاك سير( 2 ) - ( نم : فاسد ( ؟ ! )