اى آنكه از جود و هنر ، هنگام بذل سيم و زر * ناچيزت آيد در نظر ، صد معدن از دُرّ عدن
اى آنكه هنگام كرم ، در بخشش دُرّ و درم * رويت چو گلزار ارم ، نه چين در ابرو نه شكن
هرگه شنيدم نام تو ، ياد آمدم ز اكرام تو « 1 » * گويى شكر ز انعام تو ، آيد برونم از دهن « 2 »
گر فكر « سيما » از سما ، عالىتر آيد از علا * در شأنت از مدح و ثنا ، هرگز نيارد دم زدن
چون نيست حد و منتها ، ميدان اوصاف تو را * بايد به آيين و دعا ، بعد از ثنا ختم سخن
تا هست دور آسمان ، پيوسته بادا جاودان * جاهت به دولت همعنان ، عمرت به عزّت ، مقترن
هامش
( 1 ) - آمدن اكرام تو
( 2 ) -شكر آورم ز انعام تو ، كو آن زبانم در دهن