سيما 100
كه اسم ساميش ، ميرزا عبد الكريم است و برخى از محامد صفاتش در طى اشعار مسجديه ، مرقوم قلم مآثر رقم گرديده و همواره در مدايح جناب مستطاب خداوندى - روح من يروح فداه - مدحتسرا و مناقب آراست . اين دو قصيدهء فريده ، از جملهء مدايح اوست كه منتخب آن ثبت شد .
قصيده
دل ز شهر تن هواى كشور جان كرد باز * جان ز گيلان خواهش سير صفاهان كرد باز
سوى غربت ، خاطر مشتاق رو كرد از وطن * وز غريبى بار ديگر ، رو به اوطان كرد باز
ز آرزوى ديدن يار و ديار ، از مرز رشت * تا سميرم ، توسن انديشه جولان كرد باز
مر مرا آمد ميسّر ، آستان بوس درى * كاندر آن صد باب رحمت ، لطف يزدان كرد باز
درگه مجد الافاضل ، مجمع علم و عمل * كو به آيين پيمبر ، نسخ اديان كرد باز
بوالكرم سيّد محمّد باقر ، آن درياى فضل * كز براى غرقِ جُند جهل ، طوفان كرد باز
بسته بود ابواب ايمان ، بر رخ خلق جهان * او به دست فضل ، فتح الباب ايمان كرد باز
در تظلّم ، هركه گريان رفت بر درگاه او * رحمتش وى را به زودى ، شاد و خندان كرد باز
خضر راى او به كلك ، از قعر ظلمات دوات * صد هزاران چشمه ، جارى ز آب حيوان كرد باز
ور نه بيم است از تناسخ ، گفتمى ديّان دين * خامس اثنى عشر بر خلق ، سلطان كرد باز
تا مگر در سينهء خود جا دهد مهر رخش * صبح ، هر شب ، زين سبب ، گوى گريبان كرد باز
بوستان شرع را چندى خزان ، فرسوده « 1 » بود * نوبهار همّتش ، سرسبز و ريّان كرد باز
گشت اگر غايب ز مردم حضرت صاحبزمان * نايب او آمد و حق را نمايان كرد باز
هامش
( 1 ) - فرموده