تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
احوال خود دربارهء آنها سكوت كرده است . از جمله اينكه : وقتى در دهلى اقامت داشته و خبر ورود سپاه نادر شاه را به اين شهر مىشنود ، در خانهء واله داغستانى نويسندهء رياض الشعرا مخفى مىشود و بعد از رفتن وى عازم لاهور مىگردد . « 1 » و هنگام اقامت در شاه جهان‌آباد ( دهلى ) بنابر درخواست عمدة الملك نواب امير خان ، محمّد شاه مبلغ چهل هزار روپيه مقرّرى براى وى تعيين مىكند و حزين با وجود استفاده از اين پول به مردم بىاعتنايى كرده به هجو آنها مىپردازد . عبد الحكيم حاكم نويسندهء تذكرهء مردم ديده ، از رفتار او به شدّت انتقاد كرده و مىنويسد : بعد از تسلّط نادر شاه بر قلمرو ايران و نارسايى روزگار و مزاج خودش ، وارد هندوستان جنت‌نشان گشته و در هنگامى كه نادر شاه بر شاهجهان‌آباد مسلّط شده بود و شهر مذكور به تصرّف قشون او درآمده بود در گوشه‌اى خزيده بود . بعد از رفتن افواج شاهى باز ظاهر شد . از بس طبع ناساز دارد وطن و غربت بر او يكسان است . عمدة الملك امير خان بهادر از « اللّه آباد » به حضور آمد و از پادشاه براى او مبلغ لك دام جيد ! ؟ گرفت . « 2 » پس به جمعيت مىگذرانيد . عجب آنكه شيخ مذكور رساله‌اى مشتمل بر حسب و نسب و سيروسفر خود نوشته دعويهاى بلند در آن نموده گويا علت غايى نوشتن رساله مذمّت هند و اهل هند است ؛ از گدا تا پادشاه ؛ با آنكه هرچه او را رسيده از اهل ولايت خودش رسيده و در هندوستان بهشت نشان هيچ‌كس او را بالاى چشمت ابرو نگفته ؛ عبث - عبث ؛ در حق اين ملك و اهالى آن گفته آنچه گفته ، الحمد للّه كه حالات قبائح هند به حسنات بدل شد . در « مخزن الغرائب » آمده است كه : حزين ، سراج الدين عليخان آرزو و مير محمّد افضل ثابت را هجو كرد
هامش
( 1 ) . رياض الشعراء عليقلى خان واله داغستانى ، ذيل حزين ؛ مردم ديده عبد الحكيم حاكم ، ص 64 . ( 2 ) . مردم ديده ، عبد الحكيم حاكم ، ص 64 .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 81 | محمد علي حزين لاهيجي