و ميرمحمّد عظيم پسر ميرمحمّد افضل ، پانصد بيت از ديوان شيخ سرقه برآورده ، نسخه ساخته .
واله داغستانى از زمرهء ايرانيانى است كه بعد از حملهء افغانها ، از اصفهان به هندوستان رفت و در دربار محمّد شاه و احمد شاه ، موقعيت مناسب و مطلوبى به دست آورد و القاب و مناصب گوناگونى از جمله منصب چهار هزارى و هفت هزارى را از اين دو پادشاه دريافت كرد . « 1 » او با رفتار حزين موافق نيست و ضمن ستايش از هنديان به سرزنش شيخ مىپردازد و مىگويد :
شاه و امرا و ساير اناس ، كمال محبت و مراعات نسبت به وى مرعى دارند .
ليكن از آنجا كه مروّت جبلّى و انصاف ذاتى حضرت شيخ است ، عموم اهل اين ديار را از پادشاه و امرا و غيره ، هجوهاى ركيك كه لايق شأن شيخ نبوده نموده ، هرچند او را از اين اداى زشت منع كردم فايده نبخشيد و تا حال در كار است .
القصّه بعضى از غيوران اين مملكت كمر انتقام بسته ، تيغ هجا بر وى كشيده در نظر ارباب خرد خفيفش نمودند از جمله سراج الدّين عليخان آرزو كه از شعراى اين شهر است و در فضيلت و سخنورى گوى از ميدان گلستان مىربايد ، بسيار اشعار غلط از ديوان شيخ برآورده ، رسالهاى مسمّى به « تنبيه الغافلين » نوشته و ابيات مذكور را يكيك ذكر كرده و تعريضات نموده .
گويا نگرانى واله به خاطر ايرانيانى بوده است كه در اين سرزمين زندگى مىكردند و براى مصون ماندن آنها از هرگونه تعرّض و نابسامانى به دفاع از هنديان مىپردازد و مىگويد :
آفرين به خلق كريم و كرم عميم اين بزرگان كه با كمال قدرت درصدد انتقام برنيامده ، بيشتر از بيشتر در رعايت احوالش خود را معاف نمىدارند . و اين معنى زياده موجب خجلت عقلاى ايران كه در اين ديار به بلاى غربت گرفتارند مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) . فرهنگ فارسى . محمّد معين . ج 6 ص 2189 .
( 2 ) . رياض الشعراء عليقلى خان واله داغستانى ، ذيل حزين .