مردم را گمان غالب آن است كه حضرت شيخ دست غيب دارد . و اللّه اعلم .
حقير كه از گوشهگزينان اينجاست چند شعر به خدمت ايشان فرستاد ، استدعاى ملازمت نمود فرمودند . چون به سعادت حضور رسيد فرشتهاى ديد به آب و گل رحمت سرشته و عشق الهى سراپايش يك دل دردآلود آفريده ، خيلى مرد بزرگ و دردمند گداختهء از خود رميده به نظر آمده . « 1 »
و يا در « مخزن الغرائب » مىخوانيم كه :
اهل بنارس چه از فرقهء هند و چه مسلمان ، خاك پايش را به جاى سرمه در چشم مىكشيدند و مردم از دور و نزديك جهت زيارت شيخ مىرفتند و به آن مباهات مىكردند كه من شرف صحبت شيخ را دريافتهام . فى الواقع جاى مباهات است چرا كه همين كسانند كه قابل الزياره هستند . « 2 »
على اصغر حكمت كه به زيارت قبر وى در بنارس توفيق يافته خصوصيات آن را چنين نوشته است :
در دو مايلى مغرب بنارس ، در مقبرهء مخصوص شيعهء اثنى عشريّه در زيارتگاهى كه به نام سيّده « فاطمه عليها السّلام » داير كردهاند ، قبور زيادى از شيعيان موجود است . در يك طرف آن تكيه ، قبر حزين در روى مصطبهاى قرار دارد و محجرى در اطراف آن مصطبه است و بر روى مزار سنگى قرار دارد به طول يك متر و نيم و به عرض سى سانتىمتر ، در روى سنگ اين عبارات و اشعار منقوش است :
سطر اوّل : يا اللّه .
سطر دوم : يا محسن قداتاك المسيىء .
هامش
( 1 ) . سفينه خوشگو ، بندر ابن داس خوشگو صص 291 - 292 .
( 2 ) . مخزن الغرائب ، احمد خان هاشمى سنديلوى ، صص 801 - 804 .