12 . مولانا محمّدصادق اردستانى : كتاب خاصى را در جلسهء درس او نخوانده است ولى مىگويد كه حق آن فيلسوف كامل بر من بيشتر از ديگران بود و تا هنگام رحلت او استفاده از محضرش قطع نشد .
13 . ميرزا قوام الدين محمّد سيفى قزوينى .
14 . كمال الدين حسينى فسائى : مغنى اللّبيب ، تفسير صغير عروة الاسلام شيخ ابو على طبرسى .
15 . محمّدمسيح بن اسماعيل فسائى : طبيعيّات شفاء ، الهيّات ، شرح اشارات و حواشى قديمه و جديد .
16 . شيخ ابراهيم زاهدى گيلانى : خلاصة الحساب .
حوادث زندگى و شرح مسافرتهاى وى
زندگى حزين آميخته با سفر است . او انديشمندى مهاجر و مسافرى دقيق و تيزبين است . مىبيند و ثبت مىكند و به اين ترتيب منشورى بر يكى از تاريكترين دورههاى تاريخ ايران يعنى « اواخر دورهء صفويه » مىتاباند و بعضى از حقايق تاريخى اين زمان را با روشنى و وضوح براى آيندگان برجاى مىگذارد .
وى سفر را همراه پدر از سن دهسالگى آغاز مىكند و راهى گيلان مىشود . منظور پدر از اين مسافرت ، ديدار با دوستان و آشنايان و رسيدگى به امور املاك موروثى بود كه معاش زندگى آنان را تأمين مىكرد . حزين در اين سفر با بزرگانى چون شيخ ابراهيم گيلانى ( عموى خود ) ، مولانا حسن بن عبد الرّزاق لاهيجى ، حاجى محمّد شريف ، مير محمّدابراهيم قزوينى و ميرزا قوام الدين محمّد سيفى قزوينى آشنا مىشود . اين مسافرت يك سال طول مىكشد و بعد از آن راهى اصفهان مىگردد .
بعد از مدتى اقامت در اصفهان با اجازهء پدر و مادر راهى شيراز مىشود . از اين شهر به نيكى ياد مىكند و مىگويد اگر بخواهم علماى اين شهر را برشمرم سخن به درازا خواهد كشيد .