و منزلتى دست يافت كه به مقام معلّمى دختر او يعنى « زيب النّساء بيگم » انتخاب شد . اين شاعر داراى كليّاتى است كه ديوان و هفت مثنوى را دربر مىگيرد .
ميرزا محسن تأثير از رجال سياسى و ادبى شاه سليمان و شاه حسين صفوى است كه حزين به علت يارى نكردن حافظه نمىتواند دربارهء اين شخص اطلاعات جامع و دقيقى در اختيار خواننده بگذارد . اين رجل سياسى داراى كليّاتى است كه ديوان و هشت مثنوى را شامل مىشود .
به آثار ميرنجات و ميرزا داوود متولّى هيچ اشارهاى ندارد از سيّد محمّد حسرت بهطور موجز ياد مىكند و اشارهاى هم به ديوان وى و دو منظومه او به نامهاى سراپا و مسافرت ندارد . از سعيد قصاب باوجود داشتن ديوان و رواج شعر وى در ميان مردم هيچ شعرى نقل نمىكند و خود معترف است كه « در اين مقام حفظ قاصر بود . »
گاه اطّلاعات واله داغستانى در رياض الشعرا از او جامعتر است ، مثلا دربارهء ميرزا بديع اصفهانى پسر ميرزا طاهر نصرآبادى اطّلاعاتى راجع به چگونگى دريافت اقطاع اراضى نصرآباد كه به فرمان شاه سلطان حسين صورت گرفته بود به دست مىدهد كه حزين دربارهء آن سكوت كرده است . و يا از ميرزا جعفر راهب فقط به ذكر يك رباعى اكتفا مىكند در حالىكه در رياض الشعراء 80 بيت از او آورده شده است .
و گاهى اطّلاعاتش آنچنان كوتاه و مختصر است كه حتّى با مراجعه به ساير تذكرهها ، هويّت فرد را به درستى نمىتوان تشخيص داد . مثلا ميرزا عبد الرّزاق نشاء تبريزى از زمرهء شاعرانى است كه به اين سرنوشت دچار شده است . در تذكرههاى ديگر از شخصى به نام ميرزا عبد الرزّاق نشاء مازندرانى نام برده شده كه گاه به او نسبت تبريزى هم دادهاند .
آگاهى اندك حزين دربارهء اين شخص باعث گرديده كه هويّت او را به درستى نتوان تشخيص داد .
حزين باوجود انتقاد از تذكرهنويسان دربارهء ذكر نام افراد براساس رابطه دوستى و محبّت خود به اين عيب بزرگ دچار شده و نام بعضى از دوستان را بنابر سابقهء
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: محمد علي حزين لاهيجي
ص٣٨