دعاهايش بيشتر به عربى است : « اعلى اللّه مقامه ؛ رحمة اللّه عليه ؛ عليه الرحمة و المغفرة ؛ قدس اللّه روحه ؛ طاب ثراه و طاب مثواه ؛ اللّهم احشره مع الائمة الطّاهرين و اسكنه اللّه فى جواره مع الصدّيقين ؛ اللّهم احشره مع الاولياء و الابرار و الاطهار ، تغمده اللّه برحمته . »
ولى شاعران را با عبارات سادهترى وصف كرده از عبارات اديبانه كه خاص شعر است بهره مىجويد . حتّى در اين بخش از عباراتى استفاده مىكند كه يادآور دورههاى اوّليه نثر فارسى بعد از حملهء اعراب است .
ويژگيهاى اين بخش از كتاب عبارتند از :
1 . استفاده از « ى » استمرارى :
هرگز قدم از پرستش و نوازش اين خاكسار نكشيدى . 177
در ذيل آن والاگهران عاليمقدار در شمار آمدى . 208
. . . ملوك دانشور فرا رسيدى . 337
2 . استفاده از پيشوند :
فقير چندى در اصفهان و بارى در قزوين فيض صحبتش « دريافته » .
تا آنكه لواى سفر به عالم بقا « برافراشت » .
با اين اقل الانام ، الفتى تمام و معاشرتى « بر دوام داشت » .
ملوك دانشور « فرا رسيدى » .
مجموعهء منظومهاش را پنج هزار بيت به نظر « درآمد » .
3 . او معمولا براى اتمام جمله از وجه وصفى استفاده مىكند و در موارد اندكى ماضى بعيد و نقلى را هم به كار مىبرد :
در اواخر به آن نزديك رسيده بود .
فقير به شعرفهمى و سخنشناسى او كسى نديدهام .
ابيات خوب از ايشان استماع شده بود .
سليقه در شعر او را كرامت نموده بود .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: محمد علي حزين لاهيجي
ص٤٠