مودّت در زمرهء شاعران قرار داده است .
از ميان اين افراد ، شخصيّت حكيم شاه معصوم لارى از همه جالبتر است . او طبيبى است كه عمرش را با طبابت و شكار كردن مىگذراند و بنابر اعتراف حزين در ماه يكى دو بيت بيشتر نمىسرايد ( با در نظر گرفتن اين نكته كه هر ايرانى خوشذوقى ، بيشتر از اينها مىسرايد و شاعر هم محسوب نمىشود . ( گمان نكنيد شعر را كيلويى مىسنجم ) با سرايش يك بيت شعر در مفهوم واقعى آن مىتوان شاعرترين شاعران بود ولى ملاك در اين تذكره اين خصوصيّت نيست . )
با اين حال مؤلف به بهانهء يارى نكردن حافظه و ذكر يك بيت ، او را در جرگهء شاعران قرار مىدهد و در سطور نسبتا زيادى به شرح احوالش مىپردازد .
من با جستجو در ساير تذكرهها ، اين يك بيت را هم به نام او نيافتم .
نثر حزين در تذكرة المعاصرين
حزين در اين كتاب از دو شيوهء نگارش استفاده مىكند كه يكسان نيستند . آنجا كه به شرححال علما مىپردازد از نثر مصنوع ، متكلّفانه و منشيانه رايج آن دوران پيروى مىكند . گاه طرز نگارش به اندازهاى منشيانه است كه درك مطلب را با دشوارى روبرو مىسازد از جمله شرح زندگى سيّد عليخان مدنى و محمّد مسيح اسماعيل فسائى ، كه با القاب زير نگارش شرح احوال سيّد عليخان را آغاز مىكند :
« السيّد الكبير و الفاضل النحرير صدر الدّين سيّد عليخان بن سيّد نظام الدّين احمد الحسينى و ديگر : المولى الاولى الاجل الاعظم الاكمل مسيح الانام اعلى اللّه مقامه . » كاربرد عبارات و كلمات عربى در اين قسمت بسيار زياد است . در ستايش و تمجيد سيّد عليخان مدنى مىگويد : ديوان اشعار بلاغت آثار او كالنّار على العلم و النّور فى الظّلم روشن و هويداست . در ذيل شرح احوال مسيحا فسايى ، دربارهء آقا حسين خوانسارى مىگويد : « شرفه و فضله اجلّ من أن يحكى و أشهر من أن يذكر » و يا دربارهء شاه محمّد شيرازى مىگويد : « طوبى له و حسن مآب . »