نمود و همينجا بر زمين آسود . »
دو بيت زير از اوست :
همچون جرس ز دورى يار يگانهام * فرياد خيزد از دروديوار خانهام
* * *
از كلامم ديگران مستند و من خميازهكش * نشئهاى از بادهء خود نيست چون مينا مرا
در فهرست نسخههاى خطى فارسى ذكرى از رباعيات وى با مشخصات زير آمده است :
تهران ، الهيات 10 / 542 د : با تاريخ 1312 در دفتر ، رباعيهايى است در بىمعنى بودن سرودههاى حافظ از او و ديگران ( 82 ر - 84 ر ) [ ف . الهيات 1 : 322 ]
منابع : الذريعه . آقابزرگ تهرانى . ج 9 / 2 ص 493 ؛ رياض العارفين . آفتاب راى لكهنوى . ص 334 ؛ صبح گلشن . على حسن . ص 217 ؛ صحف ابراهيم . على ابراهيم خان خليل ص 87 ؛ فرهنگ سخنوران .
عبد الرسول خيامپور . ص 287 ؛ فهرست نسخههاى خطى فارسى . احمد منزوى ج 4 ص 2834 ؛ قاموس الاعلام . شمس الدّين سامى . ص 2822 .
( 56 )
* ص 197 نورس دماوندى
محمّد حسين اهل دماوند بود و در جوانى به اصفهان آمد و با صائب تبريزى معاشر و مجالس بوده است . « 1 » ذبيح اللّه صفا در ج 2 / 5 ، صص 1330 - 1333 اطلاعاتى در بارهء او نقل كرده است .
چند بيت زير از اوست :
آنكه محراب دو عالم گوشهء ابروى اوست * در دل هرذره پنهان آفتاب روى اوست
طرفه صحرايى است صحراى سواد معرفت * حيرت نظاره آنجا شوخى آهوى اوست
هامش
( 1 ) . نصرآبادى ، محمّد طاهر نصرآبادى ، ص 407 .