منابع : تذكرهء شوشتر . عبد اللّه شوشترى متخلّص به فقير . صص 120 ، 139 - 142 ؛ الذريعه . آقابزرگ تهرانى . ج 9 / 2 ص 400 ؛ صحف ابراهيم . على ابراهيم خان خليل . ص 78 ؛ فرهنگ سخنوران .
عبد الرسول خيامپور . ص 246 .
( 58 )
* ص 199 ميرزا هاشم آرتيمانى ( مرگ : 1134 ه . ق )
ميرزا هاشم از سادات بلندمرتبهء آرتيمان در اطراف همدان بود .
تخلص وى در ابتدا « اسم » بود هنگام ورود به اصفهان و آشنايى با حزين از وى درخواست تخلّص مىكند ، حزين پس از انتخاب تخلّص « دل » اين رباعى را برايش مىفرستد :
اى ماه دو هفته كاملت مىخوانم * نور دل و شمع محفلت مىخوانم
اظهار تخلّص تو نمودى به حزين * خود جان جهانىّ و دلت مىخوانم
واله داغستانى در رياض الشعرا خصوصيّات اخلاقى او را بيان كرده و او را به داشتن مشربى به غايت وسيع و طبعى بىنهايت كريم مىستايد و مىگويد : « اغلب در لباس نمد و جامه درشت گذرانيده و چاكران و خدمه را به لباس فاخر و وضع اهل تجمّل مىداشت . » چگونگى كشتهشدن وى دربرگيرندهء بعضى از واقعيتهاى تاريخى حكومت شاه سلطان حسين صفوى است و اينكه براى دفاع از اين آب و خاك هيچ انسجام و سازماندهى مركزى در كار نبود مگر حميّتهاى فردى و مقاومتهاى محلّى كه نتيجهاش جز شكست و فروپاشى نبود ، اينك عبارات رياض الشعرا :
« با آنكه فتنه عظيمى كه افاغنه ماعنه دار السلطنه اصفهان را محصور داشتند ، ايشان از فرط حميّت و مردانگى جمعى از سادات منصوبان خود و ملازمان همگى دويست نفر سوار و پياده را اختيار و از خانهء خود سوار شده به عزم محاربهء اعدا به سپاه حاكم همدان ملحق گرديد در دو منزلى اصفهان افاغنه را استقبال نموده حربى سخت اتفاق افتاد بالاخره حاكم همدان تاب مقاومت نياورده به اتمام سپاه فرار اختيار و آن هاشمى شيردل با ياران خود در معركه پاى ثبات استوار ، چنان گرم كارزار شد كه آن لشكر انبوه را مشغول نموده مجال تعاقب گريختگان احدى را نماند و در آخر روز كه