ابروى تو پيوسته گرهدار چراست * زلف تو چو روز عاشقان تار چراست
قربان سراپات شوم حيرانم * چشمت به تن درست بيمار چراست
* * *
خود را به نجف اى دل غمناك بكش * در ديده غبار مقدم پاك بكش
روى سخنم به تست بىدرد غيور * اى خاك به سر سرى به آن خاك بكش
منابع : تذكرهء حسينى . حسين دوست سنبهلى . ص 346 ؛ رياض الشعرا . عليقلى خان واله داغستانى . ذيل ميرزا حسن غيور . ستارگان كرمان . حسين بهزادى اندوهجردى . ص 288 ؛ شمع انجمن . محمّد صديق حسنخان . ص 346 ؛ فرهنگ سخنوران . عبد الرسول خيامپور . ص 424 .
( 39 )
* ص 181 لطفعلى بيگ شامى ( مرگ : 1120 ه . ق )
تخلصش در ابتدا نجيب بود و چون نورمحمّد كاشى همعصر وى همين تخلّص را داشت ، به خاطر رعايت ادب و نزاكت ، اين تخلّص را كنار گذاشت و سامى را انتخاب كرد . تخلّص وى در تذكرهء شمع انجمن به غلط « ساقى » ثبت شده است . « 1 »
صاحب تذكرهء نصرآبادى به اين نكته اشاره مىكند كه وى در ضمن سرايش قطعهاى از وى تقاضاى تخلّص مىكند . « 2 »
اينك چند شعر از وى :
به رفتار آورد چون يار آن سرو خرامان را * ز رفتن باز مىدارد خجالت آب حيوان را
نگاهش بر سر ناز است باز امروز مىترسم * كه برگرداند از قتل من آن برگشته مژگان را
* * *
هامش
( 1 ) . شمع انجمن ، محمّد صديق حسن خان ، ص 206 .
( 2 ) . نصرآبادى ، ميرزا محمّدطاهر نصرآبادى ، صص 44 - 45 .