از خموشى صد دهن راه سخن داريم ما * همچو مجمر جاى در هر انجمن داريم ما
كشتهء زهر تغافل تا ابد بىنشئه نيست * چون گل ترياك تلخى در كفن داريم ما
* * *
خصم سركش را زبون ما از تواضع مىكنيم * هست پشت چون كمان ما دم شمشير ما
خط مشكين نيست گرد عارض گلنار تو * هست رحل آبنوس مصحف رخسار تو
* * *
نمىكند گرهاى مشت ضبط خوردهء ما * چو آسياست كف دست همفشردهء ما
* * *
بر نياوردم به شهرت نام چون نقش نگين * چرخ كجرفتار بى جا بر سر سنگم نشاند
* * *
پاك گوهر رد احسان با تهىدستى كند * پرتو خورشيد را آيينه بر ديوار زد
قصيدهاى در مدح پيامبر ( ص ) گفته اين دو بيت از آن است :
سر بر فلك رسيده تو را تا رسا كنى * دست شكستهاى كه به مقصود نارساست
كم نيستى ز خاك كه ديوار چون شود * در راه دستگيرى هر كور را عصاست
يك نسخه چاپى از ديوان وى در كتابهاى چاپى مشار و مؤلفين كتب چاپى ( فارسى و عربى ) با مشخصات زير به دست آمد :
بمبئى ، 1334 ق ، سنگى ، وزيرى ، 16 + 168 ص .
در الذريعه ، ج 19 / 1 ص 130 ، از ديوان وى همراه با ذكر بعضى از مشخصات ياد شده است .
در فهرست نسخههاى خطى فارسى مشخصات نسخه خطى تاريخ چهلستون به