تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
ديدن راه است بهتر شمع چون با ديگريست * چشم ما روشن چراغ هركه روشن مىشود حلقه افزونتر كند بر دام حرص و آرزو * قامت منعم كه خم از بار مردن مىشود
* * *
روشن ضمير را به بصر احتياج نيست * سرچشمه بهر آب گهر احتياج نيست ؟ موى سفيد را مكن آلودهء حنا * شير صباح را به شكر احتياج نيست همدست كى رواست يد قدرت تو را * اين دست را به دست دگر احتياج نيست
* * *
گريه‌هاى سرد زاهد را نمايد كار سست * مىشود از بارش باران دى ديوار سست نيست چون پيكان او در دل اثر با ناله نيست * ريخت چون دندان بود گويندهء گفتار سست
* * *
مىكند بيدار احسان دولت خوابيده را * عطسه مىسازد سبك مغزان گران گرديده را نانجيبان را لباس سرورى رسوا كند * مىكند ظاهر گهر دزد گهر دزديده را
* * *
جنونى كو كه تا پر شور سازد مغز جانم را * نمك سازد به زخم كوه و صحرا استخوانم را كه مىخواهد لب نانى ز چرخ از تنگدستيها * كه غيرت مىكند دستاس امروز استخوانم را
* * *