تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
مزبور بوده و تمام آن ديباچه را در منشآت وحيد مىتوان يافت . دربارهء شعر وى نظرات مختلفى ابراز شده است : حزين مىگويد كه وى در انشا ماهر و به غايت نيكو مىنوشت ، شعرش از جودت و لطافت و اسلوبش از غرابت افسانهء روزگار است . تذكره‌نويسان اصولا نظر مساعدى نسبت به شعر وى ابراز نمىكنند شعرش را بيمزه و غير قابل درج در تذكره‌ها مىدانند . تنها نصرآبادى است كه او را با عبارات زير مىستايد : « در نظم بيت معنىپرداز است از سرو مصرعش خاطرها گلشن و از صفاى سخنش طبعها روشن » . ولى به نظر من تنها نظر دقيق و نه صحيح درباره او از آن عليقلى خان واله داغستانى صاحب رياض الشعرا است كه بد و خوب شعرش را به نقد مىكشد و اين‌گونه اظهار نظر مىكند : « در سخن‌سنجى و نادره‌گويى يگانهء آفاق و در خوش‌صحبتى و كوچك‌دلى در عالم طاق بوده ، لطيفه‌هاى نمكين و نقلهاى شيرين از وى بر زبانهاست . اما در شاعرى آنچه مردم به او گمان دارند نبود بلكه مىتوان گفت كه چون مذمّت شعر بعد از زلالى خوانسارى و ميرزا جلال اسير و شوكت بخارايى در گردن ميرنجات مرحوم است چه زلالى و ميرزا جلال را در بعضى اشعار راه به وادى مهملات افتاده به اعتقاد خود اين روش را نزاكت‌گويى دانسته‌اند و حال آنكه از فرط بىمايگى درين وادى پى غلط كرده و از منزل مقصود دور افتاده‌اند از عهدهء روش نزاكت‌بندى ملا ظهورى ترشيزى به قوت طبع و زور مايه برآمده و هركس تتبّع او كند البته كارش به مهمل‌گويى مىانجامد ، امّا ميرنجات مرحوم ماوراى روش آنها طرز تازهء اختراع كرده است كه پسنديدهء طبع عوام شده يعنى تابع روزمره اجامر و اوباش و بازاريان گرديده و به طريق گفتگوى ايشان بناى شاعرى را گذاشته است و چون اكثر خلق از دريافت دقايق مراتب سخنورى محروم و دست فكرتشان از دامن عرايس محله فصاحت و بلاغت كوتاه است و به آنچه مطابق سليقه و موافق طبعشان اتّفاق افتاده باشد راغب مىباشند ، لهذا به روش او رغبت تمام پيدا شده اكثر به همان طرز مايل گرديده اگر موزون باشند تبع آن مىنمايند و الّا به خواندن و شنيدن اين قسم