1 . ديوان ميرنجات .
ديوان ميرنجات كه متعلّق است به كتابخانهء عبد الحسين بيات . اين نسخه قطع رقعى « 1 » دارد و به خط نستعليق متوسّط در اوايل قرن دوازدهم هجرى نوشته شده و مشتمل بر مثنوى مسير السالكين . اين ديوان شامل پنج هزار بيت است و بندرت مىتوان از غزليات وى شعرى كه نسبتا خوب باشد به دست آورد ، اشعار زير به زحمت انتخاب شده است :
بلندى آنقدر جو اى برادر * كه چون افتى توانى باز برخاست
* * *
گرچه ما بندهء غميم ولى * شادى آزادكردهء دل ماست
* * *
تا چند روز و شب به تو فرياد ما رسد * يك ره چه مىشود تو به فرياد ما رسى
* * *
به گلشن آمدى و همه سروها به تعظيمت * از آن زمان كه ز جا خاستند ننشستند
* * *
بر وضع روزگار چو گل خنده مىزند * هركس كه ديد عاقبت كار خويش را
اين هم يكى از غزليّات نسبتا خوب اوست :
عمريست كه با من نگهش گرم ستيز است * خوارىكش عشقم چكنم يار عزيزست
چون رشتهء بگسستهء گوهر شب هجران * از تاب جدايى نفسم آبله ريزست
خون من از آن ابروى خم گشته نريزى * با ما همه ناز تو به كج دارو مريزست
رام من و بيگانهء ارباب هوس شد * قربان سراپاش كه از اهل تميزست
گر روى دلى ديدهام آنجا عجبى نيست * خاك سر كويش ز صفا آينه خيزست
گر وصل ميسّر نشود آه طبيبا * جز مرگ علاج غم معشوق چه چيز است
چون نقد نظر تا شده خاك سر كويت * در ديدهء كونين نجات تو عزيزست
هامش
( 1 ) . ماهنامه وحيد ، احمد گلچين معانى ، 37 - 38 .