تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

86

ملارضا اصفهانى پدر و خود نيز در اوايل پيشهء جولاهى داشت « 1 » ، آخر هم كه دست از آن شغل كشيده « 2 » به جولاه اشتهار داشت . به غايت ظريف و لطيف الطبع و نكته‌سنج و شعرش در كمال ملاحت و استوارى و ذهنش در نهايت رسايى و در معاشرت و آيين صحبت بىبدل . غزلها دارد ، در آن ابيات بلند واقع شده . [ 87 ] اين مطلع از اوست :

فرد

ناله پنداشت كه در سينهء ما جا تنگ است * رفت و برگشت سراسيمه كه دنيا تنگ است

87

شريف شيرازى اصفهانى حداد بود و از عباد پارسايان روزگار . فيّاض متعال سليقه‌اى در شعر او را كرامت نموده « 3 » بود كه اگر همت بر آن مىگماشت يكى از مشاهير شعرا مىشد ليكن به قدر ضرورت اوقات صرف كسب خود نموده باقى را به طاعت و عبادت به سر مىبرد و اصلا در آن فتور و قصور روا نمىداشت و در خلال اوقات شريفهء خود به حكم طبيعت چند بيتى مىگفت . فقير به حالش اطّلاع يافته « 4 » او را طلب كرده از ابرار و نوادر روزگار يافت . [ 88 ] قريب به چهل سال گذشته كه به عالم بقا ارتحال نموده از اوست :

اشعار

زهى دير و حرم آيينه‌دار شمع رخسارت * جهان يك چشم حيران در تماشاگاه ديدارت دل شيخ حرم روشن سواد از مصحف رويت * برهمن را رگ جان در شكنج زلف ز نارت در اين گلخن خليل آذرفروز شعلهء شوقت * در اين گلشن مسيحاى نسيم صبح بيمارت
هامش
( 1 ) . در اوائل پيشهء جولاهى داشته . ( 2 ) . آخر هم كه دست را از آن كشيده بود . ( 3 ) . او را كرامت كرده بود . ( 4 ) . فقير اطلاع به حالش يافته .