تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

80

ابراهيم ضابط اصفهانى به موزونى طبيعت و كثرت صحبت مربوط به سخن شد . بعض ابياتش به سلاست و لطافت بود . [ 81 ] از اوست :

اشعار

مطلع خورشيد رخسار تو را اى مه سرشت * بر بياض ديده مىبايد به خون دل نوشت
و له
صلاى عشق و رسوايى دهم چون شمع تا هستم * گريبان تا به دامن مىكند فرياد از دستم
و له
حيرتى دارم كه با اين ناتوانيها چرا * آنچه بر طبع تو مىآيد گران ياد من است

81

ميرزا محمّد جعفر راهب از سادات طباطبا و نوادهء فاضل مشهور ميرزا رفيعاى نايينى است . مولود و موطنش اصفهان و سيّد حميدهء « 1 » عاليشان است . از بدايت جوانى با راقم « 2 » آشنا و طبعش لطيف و سليقه‌اش در شعر « 3 » درست است . در اين اوان گويند در همان شهر مىباشد . [ 82 ] اشعار خوب دارد ليكن غير از اين رباعى كه در خاطر فاتر بود « 4 » نمىنگارد .

رباعى

راهب خم باده پير ديرى بوده است * پيمانه حريف گرم‌سيرى بوده است
هامش
( 1 ) . و سيد حميده صفات عالى شأنست . ( 2 ) . از بدايت جوانى با راقم بود . ( 3 ) . در شعر سليقه درست داشت . ( 4 ) . ليكن در خاطر فاطر نبود كه نگارد .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 219 | محمد علي حزين لاهيجي