فرد
بكر دولت نيست در عقد كسى بيش از دو روز * اينقدر خوشحال از آن ايام دامادى مباش
90
نور الدين محمّد كرمانى
به اصفهان آمده با فقير آشنا شد . به سخن مأنوس و ابيات شايسته از طبعش سر مىزد . درخواست تخلّص داشت ، فقير او را منير خطاب نمود . باز به وطن خود رفته سفر آخرت اختيار نمود . [ 91 ] از اوست :
اشعار
پيش ازين بود شبم را سحرى بهتر از اين * داشت آهم به دل او اثرى بهتر از اين
غم آزادى و محرومى صيّادم سوخت * كاش مىداشتمى بال و پرى بهتر از اين
باز مىآيد و من مىروم از خويش منير * هيچكس ياد ندارد سفرى بهتر از اين
91
محمّد مؤمن « 1 » صاحب مشهدى
در بازار به فروختن كرباس نشستى . متّقى و متعبّد بود . به قدر تحصيل نموده شعور قوى و استعداد تمام داشت .
خط نسخ و شكسته را به غايت خوب « 2 » مىنوشت و در حسن معاش دستورالعمل ديگران « 3 » توانستى بود . طبعش موزون و دريافت دقايق لفظى و معنوى نمودى .
در انقلاب روزگار به نجف اشرف رفته به صفاى وقت ساكن شد . به استكمال علوم دينيّه و عبادت مشغول شد . چون فقير به مجاورت آن روضه فائز گشت « 4 » هر
هامش
( 1 ) . حاجى مؤمن خان .
( 2 ) . خوش .
( 3 ) . در حسن معاش دستورالعمل توانستى بود .
( 4 ) . فائز شد .