تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

فرد

بكر دولت نيست در عقد كسى بيش از دو روز * اينقدر خوشحال از آن ايام دامادى مباش

90

نور الدين محمّد كرمانى به اصفهان آمده با فقير آشنا شد . به سخن مأنوس و ابيات شايسته از طبعش سر مىزد . درخواست تخلّص داشت ، فقير او را منير خطاب نمود . باز به وطن خود رفته سفر آخرت اختيار نمود . [ 91 ] از اوست :

اشعار

پيش ازين بود شبم را سحرى بهتر از اين * داشت آهم به دل او اثرى بهتر از اين غم آزادى و محرومى صيّادم سوخت * كاش مىداشتمى بال و پرى بهتر از اين باز مىآيد و من مىروم از خويش منير * هيچ‌كس ياد ندارد سفرى بهتر از اين

91

محمّد مؤمن « 1 » صاحب مشهدى در بازار به فروختن كرباس نشستى . متّقى و متعبّد بود . به قدر تحصيل نموده شعور قوى و استعداد تمام داشت . خط نسخ و شكسته را به غايت خوب « 2 » مىنوشت و در حسن معاش دستورالعمل ديگران « 3 » توانستى بود . طبعش موزون و دريافت دقايق لفظى و معنوى نمودى . در انقلاب روزگار به نجف اشرف رفته به صفاى وقت ساكن شد . به استكمال علوم دينيّه و عبادت مشغول شد . چون فقير به مجاورت آن روضه فائز گشت « 4 » هر
هامش
( 1 ) . حاجى مؤمن خان . ( 2 ) . خوش . ( 3 ) . در حسن معاش دستورالعمل توانستى بود . ( 4 ) . فائز شد .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 224 | محمد علي حزين لاهيجي