رباعى
از روز ازل رضا به تقدير شديم * صد جا سگ نفس را گلوگير شديم
بر خوان كسى چشم طمع نگشوديم * خورديم ز بس گرسنگى سير شديم
73
ملا مختار نهاوندى « 1 »
ستوده اطوار ، آرميدهء روزگار بود . مدّتى با اين قاصر معاشر و در سفر خراسان همراه بود . شعرش هموار و اكثر « 2 » قلمخوردهء اين خاكسار است . [ 74 ]
اين چند بيت در ياد بود .
اشعار
كى به كشتن آرزوى وصلش از دل مىرود * روح من چون [ سايه « 3 » ] از دنبال قاتل مىرود
آنچه با گنج [ و « 4 » ] گهر نتوان برابر كردنش * قطرهء آبى بود كز روى سائل مىرود
و له
به نور پرتو خورشيد آشنا نشوى * فريبخوردهء اين گرد آسيا نشوى
مرا ز آتش و آب اين نصيحت است به ياد * كه با مصاحب ناجنس آشنا نشوى
74
ميرزا باقر مرجع اصفهانى « 5 »
جوان صالح پسنديده خصال بود با راقم حروف صديق و در سفر خراسان رفيق
هامش
( 1 ) . اين نام در نسخهء « ت » دو بار ذكر شده است .
( 2 ) . و اكثر از آن قلمخوردهء .
( 3 ) . روح من چون سايه . در نسخه « ت » سائل ذكر شده است .
( 4 ) . آنچه با گنج و گهر . در نسخه « ت » - و - ذكر نشده است .
( 5 ) . اين عنوان در نسخهء « پ » آمده و در نسخهء « ت » به اشتباه براى دومين بار ملّا مختار نهاوندى آورده شده .