شعور آيتى بود . جامع فضايل نفسانى و مورد فيوضات ربّانى . مولدش اصفهان و با اين قدردان مستعدان الفتى خاص و صداقتى به اخلاص داشت و الحق نادرهء زمان بود . اگر روزگار امهال مىكرد سرآمد ارباب فضايل « 1 » و كمال مىشد . [ 72 ] ليكن در عنفوان شباب به دار الوصال ارتحال نمود و اين غزل فقير كه مطلعش اين است مناسب مقال .
[ اشعار ]
فرد
يكايك از نظرم نور پيكران رفتند * ستارههاى شبافروزم از جهان رفتند
در شعر و انشا رتبهء عالى يافته فصول [ نفيسهء ] « 2 » منشيانه و اشعار لطيفهء عارفانه دارد .
حالا اين بيت از آن والاگهر در سلك سطور اين دفتر درآمد .
فرد
امروز بخشش از پى فردا خزانهايست * دست كرم به راه عدم پيش خانهايست
72
ميررضى فاتح گيلانى
به اصفهان آمده به عبادت و رياضت خوى گرفته « 3 » به عزلت و قناعت در لباس فقر مىزيست . بعض ياران معاشر او حالات خوش از او حكايت مىكنند . آخر به هند افتاده در راه گجرات تقريبا بيست سال قبل از هنگام تحرير ، دزدان « 4 » او را به طمع مالى كه نداشت مقتول ساختند . قدرى از اشعارش را كسى نزد خاكسار « 5 » خواند خالى از حالتى « 6 » و كيفيّتى معنوى نبود . پيروى سخنان مشايخ نموده به آن عالم و گفتگو آشناست . [ 73 ] اين رباعى از اوست :
هامش
( 1 ) . سرآمد ارباب فضل .
( 2 ) . فصول نفيسه . در نسخه « ت » نفسيّه ذكر شده است .
( 3 ) . به رياضت و عبادت خو گرفته .
( 4 ) . دزدان به طمع مالى كه نداشت .
( 5 ) . اشعارش را كسى نزد اين خاكسار .
( 6 ) . خالى از كيفيّتى معنوى .