رباعى
در دل ز غم تو خار خارى دارم * از داغ به سينه لالهزارى دارم
افسرده شده است گلشن باغ نظر * اى گريه بيا كه با تو كارى دارم
52
ميرزا ابو طالب حيات
خلف ميرزا نصير اصفهانى « 1 » از سنجيدگان و اخيار روزگار بود . به غايت صاحب همت و بلند فطرت و در علم استيفا « 2 » مهارتش به كمال به مهمّات ديوانى و خدمات سلطانى قيام داشت .
در سال هزار و يك صد و سى و پنج « 3 » وداع جهان فانى نموده « 4 » به سعادت جاودانى فائز گشت . در روزگار معاشرت اشعار بسيار از آن سخنگذار استماع شده ليكن اكنون به غير از اين يك « 5 » بيت ذخيرهء خاطر نبود . [ 53 ]
فرد
لب خواهش نگشوديم و از آن خشنوديم * كه مراد دو جهان قابل اظهار نبود
53
ميرزا زاهد على سخا
ولد ميرزا سعد الدين لارى است كه سالها ضابط ماليات بنادر فارس « 6 » [ بود ] بعد از پدر ميرزا زاهد على به همان خدمت مأمور گشته « 7 » به سخاوت موصوف و به لطف طبيعت و شاعرى معروف بود . اگرچه در گويايى اقتدارى نداشت ليكن ابيات
هامش
( 1 ) . خلف ميرزا نصير اصفهانى است .
( 2 ) . بلند همّت و در استيفا مهارتش به كمال .
( 3 ) . در سال هزار و سى و پنج ؟
( 4 ) . وداع جهان فانى نموده در روزگار معاشرت .
( 5 ) . اكنون به غير از اين بيت .
( 6 ) . بنادر فارس بود . در نسخه « ت » كلمه بود ذكر نشده است .
( 7 ) . به همان خدمت مأمور شده .