و له
پس از گلگل شكفتن غنچه گشتى چون مرا ديدى * تغافل كردنت را عذر بسيار است مىدانم « 1 »
و له
شفق در دامن شب بيش بر دل مىزند ناخن * مكش « 2 » گاهى به زلف خويش اين دست نگارين را
50
ميرمعصوم اصيل
خلف ارجمند « 3 » سيد شيرين مقال ميرسيّد على مهرى حايرى است . از دوستان و معاشران اين ناتوان بود . به استعداد و استقامت سليقه موصوف و به صحبت شعرا « 4 » مشعوف بود . در چهل سالگى به رحمت حق پيوست . [ 51 ] اين چند بيت از اشعار اوست :
اشعار
آنچه آيد از ضعيفان كى توانند اقويا * بر زمين پرواز دارد سايهء مرغ هوا
در جهان آسايشى گر هست از درويشى است * خانه از كوتاهى ديوار باشد خوش هوا
و له
معنى مردى جدا و قوّت بازو جداست * هر كرا شمشير باشد صاحب شمشير نيست
هامش
( 1 ) . در نسخه « پ » دو بيت آمده است :تغافل كردنت را عذر بسيار است مىدانم * تو را با يك جهان عاشق سروكار است مىدانم
پس از گلگل شكفتن غنچه گشتى چون مرا ديدى * تو را رغبت به صحبتهاى اغيار است مىدانم( 2 ) . بكش .
( 3 ) . خلف الصدق .
( 4 ) . و به صحبت شعر مشعوف بود .