و له
همچو نرگس به چمن ز آمدن فصل بهار * چشم وا مىشود از مقدم مهمان ما را
و له
مانندشان موم كه ريزند شمع « 1 » ازو * شد خانها خراب كه سروت نهال شد
و له
ز بار منّت احسان دريا ابر نيسانى * كند افغان چو مجروحى كه زخمش آب بردارد
21
ميرزا داوود
از اكابر سادات عالى درجات خلف ميرزا عبد اللّه مستوفى موقوفات است .
به جلالت شأن معروف و به اقتناى فضايل و كمالات موصوف . به منصب رفيع « 2 » توليت روضهء رضويه على مشرفها افضل الصلاة و التحية و به مصاهرت « 3 » دودمان صفويه مشرف و ممتاز گرديده بر جلالت شأن و عظمت وقار آن عالىمقدار افزود . « 4 »
در شاعرى دستگاهى وسيع و رتبهاى منيع داشت . از هر نوع اشعار بسيار دارد و با اين خاكسار مصادقت و مودّت صميمى مىورزيد و در سنهء ثلث « 5 » و ثلثين و مأة بعد الف در اصفهان به جنت جاودان خراميد . [ 23 ]
[ اشعار ]
نظم « 6 »
روشنى از خويش مىباشد دل پرنور را * شعله شمع از رگ « 7 » سنگ است كوه طور را
هامش
( 1 ) . مانندشان موم كه ريزند شهد ازو .
( 2 ) . به منصب توليت روضهء رضويّه .
( 3 ) . و به مضاهرت .
( 4 ) . افزوده .
( 5 ) . در سنهء ثلاث .
( 6 ) . ابيات .
( 7 ) . دلسنگ .