به يادگار گذارده . تاريخى كه در ضبط احوال وقايع صفويّه نوشته بر حسن تقريرش گواه و فصول منشآت بليغهاش ثبت دفاتر و نيز دائر السنه « 1 » و افواه است .
در بدايت اشتغال به امور دنيوى به دستور اعظم « 2 » ميرزا تقى پيوستهء دخيل بعض مهمّات او « 3 » شد و به قدرشناسى او رتبهاش بلندى گرفت « 4 » و بعد از رحلت آن وزير روشنضمير به اعتماد الدوله خليفه سلطان توسّل نمود . از غايت ظهور كمالات و مهارت در مهمّات منظور نظر عاطفت پادشاه عالى « 5 » جاه عباس ثانى گشته به منصب واقعهنويسى مرتبه تقرّب و اختصاص يافت . در زمان سلطان سليمان صفوى بر حسب استقلال به وزارت اعظم رسيده به آن شغل خطير اشتغال داشت ، تا آنكه پس از انقضاى چندسال از سلطنت شاه سلطان حسين خود از منصب مذكور مستعفى شده دست از مهامّ دنيوى كشيد .
در مدّت العمر ، با اين همه مشاغل پيوسته از اكابر افاضل اقتناى « 6 » معالم و معارف نموده فواصل اوقات را صرف استفاده و افاده « 7 » استكمال فضايل مىساخت و انصاف آن است كه در زمن دولت صفويه من جميع الوجوه به استعداد و كمالات او كسى پا « 8 » به ميان مهام دنيوى نگذاشته و به ملازمت ملوك سر فرو نياورده ، اگر مذلّت چاكرى و لوث دنيادارى تشريف لياقت و كمال « 9 » او را شوخگن و آلوده نمىساخت « 10 » هرآينه در سلك افاضل نامدار منسلك و در ذيل آن والاگهران عالى مقدار در شمار آمدى .
فقير آن دبير دانشور را چهار پنج نوبت بعد از استعفا از وزارت « 11 » در منزل والد مرحوم ديدهام ، عمرش قريب به صد سال رسيده بود كه رحلت نمود . [ 22 ]
هامش
( 1 ) . ثبت دفاتر و دائر بر السنه افواه است .
( 2 ) . به دستور ميرزا تقى .
( 3 ) . پيوسته دخيل بعض مهمّات شد .
( 4 ) . رتبهاش بلندى گرفته .
( 5 ) . منظور نظر عاطفت پادشاه والاجاه .
( 6 ) . از صحبت اكابر و افاضل اقتضاء معالم و معارف .
( 7 ) . افاده و استفاده .
( 8 ) . كمالات او كسى پاى در ميان .
( 9 ) . كمال و لياقت .
( 10 ) . نمىساختى .
( 11 ) . استعفاء وزارت .