تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
نه خون گذاشت به دل نى به ديده قطرهء اشك * ز باد دستى مژگان اشكبار مپرس

10

جامع الفضائل « 1 » الميرزا عليخان عليه الرحمة و الغفران از اعاظم بلدهء گلپايگان و از مستفيدان رئيس العلما آقا حسين خوانسارى بود . به فضايل صورى و معنوى آراسته ، ذهن دقيقش كشّاف غوامض حقايق و سليقهء مستقيمش در هر فن به استقلال و به استحقاق فايق . تعليمات شريفه و فوائد ارجمند دارد « 2 » و در شعر و انشا افاضت مآب ، به غايت دقيقه‌سنج و نكته‌ياب بود . هنگامى كه « 3 » از اصفهان عزم گلپايگان داشت به منزل والد علامه اعلى اللّه مقامه آمده روزى « 4 » مقام نموده وداع فرمود . در آن ايام فقير را سعادت حضور ايشان حاصل آمد . ديگر چندسال « 5 » هم به صفاى خاطر در گلپايگان زندگانى نموده در همان بلده به جنت جاودان انتقال فرموده . [ 10 ]

[ ابيات ]

اين چند بيت از نتايج طبع آن فاضل حميده خصال است :
چون صبح در جوانى اگر پير مىشدم * مانند آفتاب جهانگير مىشدم زين بيش بود قابل پرواز شهپرم « 6 » * هم آشيان اگر به پر تير مىشدم
و له
اگرچه هست صرّاف عمل بينا به هر نقدى * ز روى لطف مىگيرد زر سرخ خجالت هم « 7 »
هامش
( 1 ) . جامع الفواضل . ( 2 ) . سليقهء مستقيمش در هر فن استحقاق و استقلال تعليقات شريفه و فوايد ارجمند داشت . ( 3 ) . كلمه هنگامكه در نسخه « پ » حذف شده است . ( 4 ) . روزى چند مقام نموده . ( 5 ) . ديگر هم به صفاى خاطر . ( 6 ) . قابل پرواز شهرتم . ( 7 ) . خجالت را .