مثل ضارب ، قاتل و عالم ، اما اگر مبدأ ، ذات باشد مثل نقال و حداد ، قيام مبدأ به ذات معتبر نيست .
2 - قيام مبدأ به ذات اصلا معتبر نيست زيرا در مشتقاتى مثل ضارب و مولم ، مبدأ ، كه ضرب و الم باشد ، هيچگونه قيامى نه ذات كه زيد باشد ندارد بلكه مبدأ در اينگونه مثالها به مضروب و مولم قيام دارند نه به ذات ، اين قول در كفايه مطرح شده و صاحب فصول آن را به جماعتى نسبت دادهاند : و خالف فى ذالك جماعة فلم يعتبروا قيام المبدأ فى صدق المشتق و استدلوا بصدق الضارب و المولم مع قيام الضرب و الالم بالمضروب و المولم بالفتح « 1 »
3 - قولى كه به اشعرى نسبت داده شده مىگويد : قيام مبدأ به ذات ، به معناى حلولى معتبر است .
[ نحوه قيام مبدا به ذات مختلف است ]
4 - صاحب كفايه : شايسته است ، شك نكنيم كه در صدق مشتق بر ذات و حمل مشتق بر آن ، قيام مبدأ به ذات معتبر است ولى نحوه قيام مبدأ به ذات مختلف است ، گاهى اين نحوه ، نه اختلاف مواد مىباشد ، و گاهى نه اختلاف هيئات ، و گاهى انتزاعى و گاهى ديگر انتزائيه صرف است :
الف ) مواردى كه مربوط به اختلاف مواد مىباشد عبارتاند از : قيام صدورى مبدأ به ذات مثل زيد ضارب . يعنى ضرب از زيد صادر شده و يا مثل اللّه خالق و متكلم . قيام حلولى مبدأ به ذات ، مثل زيد عالم يعنى علم در زيد حلول كرده است .
هامش
( 1 ) - فصول الغرويه صفحه 62