تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
لان الاوصاف 1 ) قبل العلم بها 2 ) « زيد ضرب » را به كار ببريم و شنونده علم به آن داشته باشد چنين اخبارى به منزله اوصاف هستند . توضيح اينكه : ما وقتى جمله « جاء زيد قائم » را به كار مىبريم اگر مخاطب ما نداند كه زيد ، عالم است در واقع با اين جمله دو خبر به مخاطب و شنونده ارائه مىدهيم يكى آمدن زيد و ديگرى عالم بودن او ، و يك قضيه در حكم دو قضيه مىشود حال انحلال يك قضيه به دو قضيه در ما نحن فيه نيز مانند همين صورت مىباشد و همين طور كه اوصاف قبل از علم به آن اوصاف خبر مىباشند و يك جمله در حكم دو جمله است در ما نحن فيه نيز يك قضيه مانند انسان ضاحك به دو قضيه انسان انسان و انسان ضاحك منحل مىشود كه يكى از آن دو ضروريه و ديگرى ممكنه مىباشد . و اما اخبارى كه به كار برده مىشود و مخاطب و شنونده علم به آن اخبار دارند در حكم اوصاف مىباشند مثلا وقتى مىگوئيم « زيد ضرب » يا « زيد عالم » و مخاطب و شنونده قبلا مىدانستند كه زيد زننده و يا عالم است ، اين اخبار در حكم اوصافند زيرا خبر ، فايده‌اى كه سكوت بر آن صحيح باشد مىباشد ، كه در اينجا اينچنين نيست بلكه چنين جمله‌هاى توصيف و توضيح بيشتر را افاده مىكنند و يك جمله در حكم دو جمله نمىباشد خلاصه اينكه اوصاف قبل از علم به آنها اخباراند ، و اخبار بعد از علم به آنها اوصاف مىباشند ، 1 ) غرض از اوصاف اولا و بذات ، بيان كردن توصيف و توضيح مىباشد ولى اگر سامع علم به آن نداشته باشد در حكم اخبار مىباشد 2 ) اوصاف