انه 1 ) يمكن ان يختار الوجه الثانى 2 ) و يجاب بأن المحمول ليس مصداق الشئى و الذات مطلقا 3 ) بل مقيدا بالوصف 4 ) و ليس ثبوته 5 ) للموضوع حينئذ . . .
و يمكن ان يقال 6 )
خلاصه اينكه : ممكن است شق دوم را اختيار كنيم و بگوئيم كه مراد از محمول مصداق شئى بنحو مطلق نيست تا انقلاب بوجود آيد بلكه منظور از محول مصداق مقيد به وصف است و ثبوت مصداق مقيد به وصف ، براى موضوع ضرورى نيست در نتيجه انقلاب هم بوجود نمىآيد . « 1 »
1 ) شأن
2 ) يعنى اينكه منظور از شئى مصداق آن باشد
3 ) يعنى ذات بدون قيد
4 ) بلكه ذات مقيد به وصف ضحك باشد
5 ) مصداق ( محمول ) مقيد به وصف
[ مرحوم آخوند احتمال دوم صاحب فصول را رد مىكنند ]
6 ) مرحوم آخوند احتمال دوم صاحب فصول را نيز رد مىنمايند و مىفرمايند :
بر فرض كه منظور از شئى ، مصداق آن باشد و مصداق ، داخل در معناى ضحك باشد باز انقلاب قضيه ممكنه به ضروريه بوجود مىآيد .
صاحب فصول فرمودند : قضيه انسان ضاحك با توجه به عقد الحمل به قضيه انسان انسان له الضحك تبديل مىشود و چون در اين قضيه آنچه بر انسان ( موضوع )
هامش
( 1 ) - هذا الجواب من الفصول متين جدا غير انه رحمه اللّه قد تنظر فيه كما سيأتى و هر فى غير محله كما ستعرف . عنايه الاصول جلد 1 صفحه 154