كالحساس و المتحرك بالاراده فى الحيوان . و عليه 1 ) فلا بأس بأخذ « الشى » فى مثل « الناطق » فإنه 2 ) و ان كان عرضا عاما لا فصلا مقوما للانسان الا انه 3 ) بعد تقييده 4 ) بالنطق و اتصافه 5 ) به 6 )
1 ) بنابراين ، از آنجا كه فصلهاى مطرح شده براى اشياء مانند ناطق براى انسان و حساس و متحرك بالاراده براى حيوان ، فصلهاى حقيقى و واقعى نيستند لذا اخذ مفهوم شئى در مثل ناطق و يا ضاحك بلا اشكال است .
زيرا شئى ، اگرچه عرض عام است و شامل همه اشياء مىشود ولى داخل در فصل نيست تا اشكال محقق شريف بوجود آيد بلكه فصلهاى ذكر شده فصل حقيقى نبوده و از اعراض خاصه به حساب مىآيند و در حقيقت عرض عام داخل در عرض خاص شده كه اين هم اشكالى ندارد بعبارت ديگر مفهوم « شئى » بعد از اينكه مقيد و متصف به نطق شد ( الناطق : شى ثبت له النطق ) از اظهر خواص انسان محسوب مىشود و اين مطلب مىتواند در ساير مفاهيم ديگر مثل حيوان هم جارى باشد زيرا همانطور كه گفتيم « شئى » عرض عام است و شامل تمام اشياء خارجى مىشود و مىتواند بعد از مقيد شدن به فصلهاى ظاهرى و منطقى از خواص آن مفهوم به حساب آيد .
2 ) مفهوم شئى
3 ) شأن
4 ) مفهوم شئى
5 ) مفهوم شئى
6 ) نطق
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٨٦