ان يقال : ان مثل الناطق ليس بفصل حقيقى بل لازم ما هو الفصل و اظهر خواصه 1 ) و انما يكون فصلا مشهوريا منطقيا يوضع 2 ) مكانه 3 )
هم نمىتواند باعث عدم اخذ مفهوم « شئى » در مثل « ناطق » شود زيرا همانطور كه گفتيم ناطق عرض خاص است نه فصل . « 1 »
شاهد بر اين مطلب كه فصلهايى از قبيل ناطق ، فصل حقيقى و واقعى نيستند اين است كه ما مشاهده مىكنيم براى يك ماهيت واحده ، فصول متعدد ذكر مىشود مثلا براى حيوان دو فصل حساس و متحرك بالاراده را ذكر مىكنند در حالى كه لازمه دو فصل براى يك ماهيت كثير بودن واحد در عين وحدت است كه چنين چيزى محال است پس حساس و متحرك بالاراده فصل حقيقى براى حيوان نمىباشند بلكه اين دو از لوازم حيوان بشمار مىآيند .
1 ) انسان
2 ) فصل منطقى
3 ) فصل حقيقى واقعى
هامش
( 1 ) - اشكال به جواب آقاى آخوند : ناطق به معناى تكلم يا ادراك كليات ، اگرچه از عوارض است ولى ناطق به معناى صاحب نفس ناطقه مىباشد كه فصل حقيقى انسان است لذا اخذ مفهوم « شى » در ناطق اخذ عرض عام در فصل را به دنبال دارد . ( اجود التقريرات جلد 1 صفحه 102 )
اشكال آقاى خوئى به ميرزاى نائينى :
مخفى نيست كه صاحب نفس ناطقه انسان است و آن نوع مىباشد نه فصل پس چارهاى نيست كه بخاطر تعذر علم به فصل حقيقى ، همان ناطق فصل مشهور منطقى بجاى فصل حقيقى به كار رود كما صرح به المحقق السبزوارى فى حاشيه على شرح منظومه : [ 34 ] بنابراين از اخذ مفهوم « شئى » در مفهوم « ناطق » چيزى لازم نمىآيد مگر دخول عرض عام در خاص نه دخول عرض عام در فصل [ المقرر ]
اجود التقريرات جلد 1 صفحه 102 ، محاضرات جلد 1 صفحه 270