[ نظر قطب الدين رازى صاحب شرح مطالع درباره تعريف فكر ]
توضيح مطلب :
جناب قطب الدين فكر و نظر را اينچنين تعريف كردهاند : فكر و نظر ترتيب امور معلومه مىباشد براى معلوم كردن امر مجهول . به اين تعريف اشكال شده كه شما در تعريف فكر و نظر فرموديد : ترتيب امور معلومه براى تحصيل مجهول و حال آنكه ما بوسيله يك امر ( نه امور متعدد ) مىتوانيم مجهولى را معلوم كنيم مثلا بوسيله عرض خاصه يا بوسيله فصل مىتوان مجهول را معلوم كرد با اينكه عرض خاصه يا فصل ، امور متعدد نيستند بلكه يك امر مىباشند پس تعريف فكر و نظر شامل فصل بتنهايى يا عرض خاصه نمىشود .
جناب قطب الدين رازى از اين اشكال جواب دادهاند كه عرض خاصه و فصل اگر چه به ظاهر يك امر هستند و لفظ واحدى مىباشند ولى در واقع مركباند ، مثلا اگر كسى انسان را به فصل تعريف كند و بگويد : « انسان ناطق » و يا به عرض خاص تعريف كند و بگويد : « انسان ضاحك » ، درست است كه ناطق و ضاحك يك لفظ مفرد هستند ولى از حيث معنى مركباند و معناى آن شى له النطق و شيئى له الضحك مىباشد پس در تعريف به فصل يا عرض خاص يك امر در كار نيست بلكه در حقيقت در فصل و عرض خاص ترتيب امور متعدده وجود دارد و تعريف فكر و نظر صحيح است .
به عبارت ديگر جناب قطب الدين با اين بيان خواستهاند ثابت كنند كه معناى مشتق مركب است و آن عبارت از « ذات ثبت له الشئى » مىباشد مثل ناطق و ضاحك كه معناى آن در واقع و حقيقت ذات ثبت له النطق و ذات ثبت له الضحك مىباشد اگر چه بحسب ظاهر معناى آنها مركب نيستند ، پس مشتق مركب از ذات و مبدأ مىباشد و ذات در موضوع له مشتقات اخذ شده و مشتقات معانى مركبى دارند .