تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
عنه 1 ) بين تلبسه 2 ) بضد المبدأ و عدم تلبسه 3 ) لما عرفت من 4 ) مشتق در اخص وضع شده يعنى استعمال مشتق در متلبس بالفعل حقيقى است و در ما نقضى مجازى مىباشد . و اگر ذات تلبس به ضد آن صفت پيدا نكنند مثلا در مثال قبلى متصف به ضرب شود ، در اين صورت مشتق در اعم وضع شده است بعضى هم صفت ضرب و هم صفات قيام به صورت حقيقى براى ذات استعمال مىشود .

[ جواب آخوند به اين نظر ]

مرحوم آخوند در جواب مىفرمايند همان‌طور كه قبلا نيز گفتيم هيچگونه تفاوتى بين اين گونه از تفاصيل مطرح نيست و اين گونه اختلافات ، فقط در ماده مشتق مىباشد و باعث اختلاف نحوه تلبس ذات به مشتق مىشود ، ولى در هيئت مشتق اختلافى ايجاد نمىكند لذا در اين‌گونه از موارد نيز ما مىتوانيم از ما نقضى صفت را سلب نمائيم و حتى صحت سلب از ذاتى كه بر يك صفت ضد متلبس شده واضح‌تر است زيرا در غير اين صورت بايد اجتماع ضدين در يك ذات ممكن باشد كه چنين چيزى بالبداهه باطل است . خلاصه اينكه چه ذات متصف به صفت ضد شود ، و چه نشود ، ما مىتوانيم از موارد ما نقضى صفت را سلب نمائيم و مىدانيم كه يكى از راههاى تشخيص معناى ما وضع له ( حقيقى ) ، به صحت سلب است و اين علامت در اينجا نيز كاراى دارد . 1 ) ذاتى كه منقضى شده 2 ) ذات 3 ) ذات 4 ) در ثم لا يخفى