اطلاقه 1 ) عليه 2 ) فى الحال فإن كان به لحاظ حال تلبس فلا اشكال كما عرفت 3 ) و ان كان به لحاظ الحال 4 )
فهو 5 ) و ان كان صحيحا الا انه 6 ) لا دلالة على كونه 7 ) بنحو الحقيقه لكون الاستعمال اعم منها 8 ) كما لا يخفى كما لا يتفاوت 9 ) فى صحه السلب
صحت اين استعمال را از علائم حقيقت بدانيم زيرا كه استعمال اعم از حقيقت و مجاز مىباشد و چنين استعمالى به نفع خصم نيست .
1 ) مشتق
2 ) ذات
3 ) در مقدمه پنجم
4 ) و اگر اطلاق مشتق بر ذات به لحاظ حال حاضر باشد ، يعنى به لحاظ حال نطق .
5 ) اطلاق
6 ) شان
7 ) اطلاق
8 ) حقيقت
[ تلبس ذات بعد از انقضاء به ضد آن صفت ضررى به بحث مشتق وارد نمىكند ]
9 ) از اين قسمت عبارت تا سر ادله اعمىها همان مطالبى است كه در ثم لا يخفى ، بيان كردند و مرحوم آخوند در اينجا به يكى ديگر از شش نظريهاى كه در بحث مشتق مطرح است اشاره مىكنند . اين قول مىگويد اگر ذات بعد از انقضاء از مبدأ ، به ضد آن صفتى كه متصف بوده ، متصف شود حقيقت در اخص مىباشد . مثلا اگر زيد در زمان گذشته قائم بوده و بعد از انقضاء از آن صفت ، متصف به قعود شود ، در اين گونه موارد