تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
عرض كرديم كه وقتى صحت سلب ، علامت مجاز است كه بتوان ، صفت زدن را بنحو مطلق از ذات سلب نمود ولى در اينجا اينچنين نيست زيرا سلب زدن از زيد به صورت مقيد مستلزم سلب زدن بنحو مطلق نمىباشد تا صحت سلب ، علامت مجاز باشد مانند وقتى كه مىگوئيم هذا ليس بناطق دليل بر اين نيست كه اين موجود حيوان هم نباشد زيرا سلب اخص سلب اعم را به همراه ندارد در اينجا هم چون محمول مقيد است ( ضارب بوسيله قيد حال الانقضاء تقييد خورده ) نمىتوانيم صفت زدن را بنحو مطلق از ذات سلب نمائيم و بگوئيم زيد بنحو مطلق ( ولو به لحاظ حال الانقضاء ) زننده نمىباشد بخلاف دو فرض قبلى كه مىتوانيم بگوئيم زيد به لحاظ حال انقضاء زننده نيست در نتيجه با اين بيانات معلوم مىشود كه صحت سلب در دو صورت علامت مجازيت هست و در يك صورت نمىتواند دلالت بر مجاز بكند ولى ما دليلى نداريم كه قيد را به محمول بزنيم تا مستلزم اشكال شود ( مفاد قول ايشان كه گفتند الا ان تقييده ممنوع )