قصد صفت مظهر حق دارى دل * مقصود تو حق آمده در هرمحفل
گر حق گويى دمادم اى دل و اللّه * مقصود تو گردد همه نزدم حاصل « 1 »
* * *
از مشك خطى به روى گل كرده رقم * وز غنچهء تر نموده تصوير عدم
يك دانهء خال و حسن خرمنخرمن * دو آهوى مست و صيد عالمعالم « 2 »
* * *
تو سرور دهر و به درت صد چون هم * نخل ظفرت نتيجهء چشم ترم
گويى كه ز عدل گوى رمزى در دل * شاها چو صبا همه به گوشت گويم « 3 »
* * *
نوروز نشاط را صباح است اين نظم * در مجلس عيش مثل راح است اين نظم
گر اهل زمان ز من ندارند قبول * ياران زمانه را صلاح است اين نظم « 4 »
* * *
پيش نظر عقل يقين صورت تو * هر نور فتد ز زلف بر وجه نكو
در دهر هميشه مظهر اللّهى * زين واسطه شد دل گدايان حقگو « 5 »
* * *
اى ماه سفيدپوست ! در شب خوبى * در پرتو شمع بس عجب مرغوبى
دل مىبرى از « مطربى » بىسروپا * با غمزه و ناز و عشوه و محبوبى « 6 »
قطعههاى تاريخ
مطربى به مناسبتهاى مختلف ابيات و قطعههاى تاريخدارى نيز ، سروده است كه عبارتند از :
هامش
( 1 ) . مأخذ پيشين ، ش 117 .
( 2 ) . همانجا ، ش 94 .
( 3 ) . همانجا ، ش 299 .
( 4 ) . همانجا ، ش 117 .
( 5 ) . همانجا .
( 6 ) . خاطرات ، ص 39 .