ز وصف آن لب شيرين خمش اى « مطربى » منشين * كه گفتار تو دارد در سخنگويى برآر امشب
و رباعى مذكور را چنين جواب گفتم :
رباعى :
از مشك خطى به روى گل كرده رقم * وز غنچهء تر نموده تصوير عدم
يك دانهء خال و حسن خرمنخرمن * دو آهوى مست و صيد عالمعالم
[ 95 ] وضعى شيرازى
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] وضعى شيرازى ، به « ملّا پاينده » شهرت دارد ، تحصيل نموده اهليت پيدا كرده است ، اوضاعش نيكو و اطوارش دلجوست در فنّ شعر تلميذ قاضى پادشاه شيرازى است كه از خلفاى مخدومى مولانا خواجگى كاسانىاند - قدّس سرّه - و ذكر جميل ايشان ، در اين اوراق در محلّ خود ، مبيّن مىگردد انشاء اللّه تعالى .
فقير گفتم وجه تخلّص كردن به « وضعى » چيست ؟ گفت :
بيت :
واضع نهاد نام تو وضعى كه در ازل * موضوع از براى همين محنت و غمى
بسيار خليق و متواضع و شيرينكلام و خوشاختلاط است و به اهل زمان ، به غايت آشنايى گرم مىكند و شعر را بسيار نيكو مىگويد و اين غزل را نيكو گفته :
غزل :
عاشق آن است كه هرگز دم بىغم نزند * جان به حسرت دهد و خون خورد و دم نزند
همچو ايّوب نهد پاى به ميدانگه صبر * تن به كرمان دهد و دست به مرهم نزند
هركه يك دَم ز مَى عشق چشد باشد از او * پيره زالى به اگر بر صف رستم نزند
كى شنيديم دلى را كه ز كيفيت عشق * مست و مدهوش شده طعنه به عالم نزند