تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بهادر خان - خلّد ملكه ابدا - انتظام دارد و با وجود مرتبهء عالى امارت و ايالت ، گاهى به جهت بهجت ، به گفتن اشعار اشتغال مىنمايد و به واسطهء لطف ملك منّان ، او را قابليّت گفتن شعر به دو زبان فارسى و تركى ، حاصل آمده و اين رباعى ، از جملهء اشعار فارسى اوست : رباعى :
ما كشتهء غمزه‌هاى فتّان توييم * برهم‌زدهء زلف پريشان توييم كز گرمى حشر بيم نبود ما را * چون سوختهء آتش هجران توييم
و اين دو رباعى تركى را نيز ، دلپذير گفته :
جاغر ايچيين گلرخى تابان اولدى * بيچارهء مستمند حيران اولدى مستانه كوراى پله بودم قيلدى نگاه * صد خستهء بيچاره كا درمان اولدى
* * *
كونكلومنى او شل سرو خرامان آپارور * عشقيده انى غمزه‌سى ايمان آپارور جانانمه مقصودى اگر جان اولسا * من جان بيرايم جانم اگر جان آپارور

[ 93 ] وقارى سمرقندى

[ زندهء 1013 ق / 1604 م ] وقارى سمرقندى ، تخلّص لطيف آصف‌صفات ، ميرزا مراد ديوان است . مشار اليه صورت نيكو و سيرت دلجو دارد ، كسب فضيلت نموده ، اهليّت تمام حاصل كرده ، طبعش خوب و فهمش مرغوب است . در فنّ اشعار نيز ، بىبدل و در علم سياق مشهور به مثل است و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، مهمّات دفتردارى حضرت خلافت مكان ، باقى محمد خان ، مفوّض به رأى اوست . گاهى شعر مىگويد و اين مطلع از گفتار لطيف اوست :