[ « 98 » ] وجهى سمرقندى
[ سدهء يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى ] وجهى سمرقندى ، محمد شريف نام دارد ، تحصيل مىنمايد و به فضلا و شعرا اختلاط مىفرمايد . سيماى وجاهت از اطوار او واضح و آثار لطافت از گفتار [ وى ] لايح است و اين غزل را ، بسيار موجّه گفته است :
غزل :
جانا ز روى مهر برافكن نقاب را * ساز از رخ چو ماه خجل آفتاب را
گر پرده از عذار چو خورشيد افكنى * از مهر نور مىبَرَد از ماه تاب را
از ذوق ديدنش طپش جان بىقرار * هنگام وصل طعنه زند اضطراب را
هرشب به ناله پيش سگش عرضه مىدهم * درد فراق آن شه عالىجناب را
« وجهى » دمى كه يار نهد پاى در ركاب * سازم ز حلقههاى دو ديده ركاب را
هامش
( 98 ) . تذكرهء منتخب اللطائف ، ص 420 ؛ نمونهء ادبيات تاجيك ، ص 149 - 150 ؛ تخلصنامهء جاويدان ، 2 / 1674 ؛ گلزار شاعران كردستان ، ص 277 .