تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 204

مساهمون:

صمقدمه ٢٠٤
پدران او اطاعت هيچ پادشاهى نكرده فرستادند و جمعى از خوانين عاليشان در آن لشكر بودند و ايشان به نيت غزا در كافرستان ترددهاى خوب كردند و زخمى شدند و خطاب غازىخانى درين زمان يافتند و چون باز بملازمت بندگان حضرت آمدند روز به روز مرتبهء ايشان مىشد تا آنكه حكم صادر شد كه جميع علما و سادات و قضات و ارباب مناصب 1 شرعى كه در ممالك محروسه باشند همه بملازمت ايشان بيايند تا تحقيق احوال نموده بعد از استحقاق آنچه مصلحت دانند بصدور فرمايند كه به عمل آرند برين منوال چندگاه اين امر متمشى گشت و در همان ايام حكم شد كه در مجلس عالى بندگان حضرت بهر روشى كه خواهند باشند . اگر از استادان ملالتى شود بنشينند و اگر خواهند تكيه كنند مختار باشند و در مهر ايشان غازى خان مير فراغت نقش كنند و با وجود چنين دولت و عظمت و جاه و شوكت ايشان را اصلا به دنيا كارى نبود اين معنى كه كمر به خدمت سلطان ببند و صوفى باش بر ايشان صادق مىآمد . اوقات محفوظ داشتند . هروقتى را بكارى مقرر ساخته بودند . آخر شب بعد از تهجد گريه و زارى عادت شريف ايشان شده بود . چنانچه از بعضى اعزه استماع افتاده كه مىگفتند ورد گريه از كسى به غير از ايشان نديده‌ايم . از حاجى الحرمين فضائل دستگاه حاجى غياث منقول است كه فرمودند كه در اوده مرض بر مزاج و باج ايشان عارض شد و من در آن مرض شب و روز در خدمت مىبودم . در آن مرض اصلا بامرى از امور دنيوى توجه نمىنمودند . همواره به خواندن قرآن و ذكر مشغول بودند و باعزه كه همراه بودند مىفرمودند كه اگر غفلتى واقع شود تنبيه نمايند . در حين غلبهء مرض اين بيت مىخواندند .

بيت [ هركه در راه محمد ره نيافت * عاقبت گردى از آن درگه نيافت ]

هركه در راه محمد ره نيافت * عاقبت گردى از آن درگه نيافت 2
در آن وقت بعضى از اعزه از ايشان سؤال كرده‌اند كه بچه مشغول‌ايد ؟ فرموده‌اند در مقام اثباتيم . بعد از آن بذكر اللّه اللّه اشتغال نمودند و ذكرگويان روح پرفتوح از قالب شريف ايشان در طيران آمد و كان ذلك في سنة اثنين و